|
|
|
|
|
بکوش عظمت در نگاهت باشد
نه آنچه بدان می نگری |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 14:36 توسط ف. قناعت پيشه
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
چند کتاب پيرامون مهرورزی و محبت خدمتتان معرفی ميگردد.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:57 توسط ف. قناعت پيشه
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
مهرورزی در سيره امام موسی کاظم(ع):
امام كاظم (ع) مي فرمايد :
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:38 توسط ف. قناعت پيشه
|
|
||
|
|
|
|
|
پیش گفتار: به گواهی تجربه و تاریخ، آنان که وابستگیهای عاطفی و قلبی به دینو مظاهر مکتب و مذهب داشتهاند و علاقهمندان اهلبیتعلیهم السلام و پایبندانبه سنن مذهبی و شعائر دینی، کمتر در معرض انحراف، گناه، مفاسد وآلودگیهای اخلاقی بودهاند، یا دیرتر به مفاسد و بدیها کشیده شدهاند. عواطف پاک و مقدس نسبتبه معصومین و خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله عاملثبات قدم بیشتر در راه دینداری است و عشق و محبتبه اهلبیتعلیهم السلام، تاحد زیادی بیمهکننده افراد در برابر گناه و فساد است، به شرط آنکه اینمحبت و دوستی، عمیق، ریشهدار و از روی بصیرت و معرفتباشد و باهدایت صحیح، انسان را در مسیر عمل قرار دهد. از سوی دیگر جوانان و نوجوانان اگر پایههای اعتقادی استوار وتربیتهای دینی درست نداشته باشند، آسیبپذیرترین قشر جامعه درمقابل امواج گناه و فساد اخلاقی و اجتماعی به شمار میآیند. دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی نیز، برنامه و بودجه برای «تهاجمفرهنگی» اختصاص دادهاند و با همه امکانات و ابزار و شیوهها در پی جداساختن جوانان جامعه از جریان مقدس اسلام و انقلاب در میهن اسلامیما و در سطح جهانند. امروز دیگر تردید در فعالیتهای برنامهریزی شده دشمن برای هجومبه فرهنگ دینی و ارزشهای اخلاقی و انقلابی ما، نشانه بیخبری وغفلت و سادگی است. معرفی الگوهای ناسالم به جوانان و کشاندن آنان بهوادی عشقهای سرراهی و نمونههای مبتذل و اشباع گناهآلود و انحرافیاین نیاز و خلا روحی، یکی از همین دامها و برنامههاست. با این حساب، برای صیانت جوانان عزیز از این آفتها و توطئهها، ازسنین کودکی و نوجوانی باید برنامه داشت و هوشیارانه و دقیق، در جهتتغذیه فکری و روحی و عاطفی و هدایت آنان در بستر «صراط مستقیم» وبر اساس «قرآن و عترت» تلاش کرد. ایجاد محبت اهل بیتعلیهم السلام در دل کودکان و نوجوانان و گره زدن اندیشهو عاطفه و محبت آنان با این خاندان پاک و نمونه، میتواند یکی از اینشیوهها و برنامهها به شمار آید. برای آنان که در پی «مهرورزی» ودلباختن و محبوب گزیدن و دوست داشتناند، اهلبیت پیامبر، بهترین وبرترین محبوب و معشوقاند و عشق به این خاندان، ارزندهترین وماندگارترین عشقهاست. به قول شاعر صاحبدل شیراز: سعدی، اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد (1) ولی... چگونه و با چه روشی میتوان نسل امروز را محب و دوستداراهلبیتبار آورد و بذر و نهال این «عشق مقدس و برتر» را در مزرعه روح وجانشان کاشت؟ پدران، مادران، اولیا و مربیان، نویسندگان و هنرمندان، برنامهسازانصدا و سیما، نهادهای فرهنگی و هنری، سیاستگذاران مراکز تبلیغی وتربیتی و همه کسانی که به نحوی در شکل دادن به شخصیت کودکان ونوجوانان، مؤثر و سهیماند; در این مورد، هم مسؤولند، هم در پی یافتنراهها و شیوههای عملی و کاربردی برای «ایجاد محبت اهل بیت» و«تربیت دینی» در دل و اندیشه نسل معاصرند. جایگاه محبت در دین گرچه استفاده از قدرت، میتواند ما را به هدف برساند، ولی بهرهگیریاز «محبت» و «عشق» و ایجاد جاذبه و کشش قلبی، اهرمی قویتر است وانگیزههای ماندگارتری ایجاد میکند. در روایات نیز آمده است: «محبت ودوست داشتن برتر از ترس و بیم است.» (2) . نوع رابطه ما با اهل بیتعلیهم السلام، بر چه مبنایی است و بر چه مبنایی بایدباشد؟ آیا مثل رابطه ملت و حاکم و مردم و رهبر است؟ یا رابطه علمی میان شاگرد و استاد؟ یا رابطه «محبت» و «مودت» و پیوند قلبی و درونی است، که همکارسازتر، و هم بادوام تر و ریشهدارتر است؟ خللپذیر بود هر بنا که میبینی مگر بنای محبت که خالی از خلل است قرآن کریم روی این رابطه تاکید دارد و «مودت اهل بیتعلیهم السلام» را اجر رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله معرفی میکند: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی» (3) . بگو: من بر انجام رسالت، از شما مزدی نمیخواهم، مگر دوستی ومحبت درباره نزدیکانم. در روایات متعددی «مودة فی القربی» به محبت و مودت اهل بیت وخاندان پیامبر تفسیر شده است. بالاترین محبت هم محبتی است که خدابه آن سفارش کرده باشد و صاحبان این محبت را نیز دوست بدارد. در روایات هم، مودت و ولایت، به عنوان یک «فرض الهی» و ملاک قبول اعمال و عبادات به حساب آمده است. (4) . تولای شما فرض خدایی است قبول و رد آن مرز جدایی است هر آن کس را که در دین رسول است ولایت، مهر و امضای قبول است دیانتبی شما کامل نگردد بجز با عشقتان دل، دل نگردد (5) اهل سنت هم طبق احادیثشان این نکته را قبول دارند و در شعرشافعی چنین آمده است: یا اهل بیت رسول الله حبکم فرض من الله فی القرآن انزله کفاکم من عظیم القدر انکم من لم یصل علیکم لا صلاة له (6) ای خاندان پیامبر خدا! حب شما فریضهای استخدایی که خداوند درقرآن آورده است، برای افتخار بزرگ شما همین بس که هر کس (در نماز)بر شما صلوات و درود نفرستد، نمازش درست نیست و نماز ندارد. از آنجا که این پیوند درونی، هم بیمه کننده دوستدار اهل بیت در مقابلانحرافها و لغزشهاست، هم هدایتگر امتبه سرچشمه زلال دین است، رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است که )مردم را دوستدار اهل بیتبار آورید و برمبنای این محبت، تربیت کنید( «ادبوا اولادکم علی حبی و حب اهل بیتی والقرآن». (7) . فرزندانتان را با محبت من و محبتخاندان من و محبت قرآن تربیت وتادیب کنید. امام صادقعلیه السلام نیز فرموده است: «رحم الله عبدا حببنا الی الناس ولم یبغضنا الیهم». (8) . خدا رحمت کند کسی را که ما را محبوب مردم سازد و ما را در نظر مردم مبغوض و منفور نسازد. نیز از سخنان آن حضرت در توصیه به شیعه است: «احبونا الی الناس و لا تبغضونا الیهم، جروا الینا کل مودةوادفعوا عنا کل قبیح». (9) . ما را در نظر مردم محبوب سازید و در نظرشان ما را منفور نگردانید، هرمودت و دوستی را به طرف ما بکشید و هر زشتی را از ما دور سازید. هر چه محبت و دلباختگی و ارتباط قلبی بیشتر باشد، تبعیت وهمرنگی و همراهی و همدلی هم بیشتر خواهد شد. نقش عشق و محبتدر ایجاد همسانی و همفکری و همراهی و همسویی بسیار عظیم است ومردم پیوسته از چهرههای محبوبشان الگو و سرمشق میگیرند. ایمانعاطفی به رهبری ،حتی در اطاعتسیاسی و اجتماعی هم تاثیر گذاشته وزمینهساز تبعیتی عاشقانه میشود، نه صرفا تشکیلاتی و رسمی. از این رو، ارتباط شیعه با اهل بیت را علاوه بر جنبههای اعتقادی برمبنای علمی و احادیث و منابع دینی، باید عاطفی و روحی و احساسی قرارداد و «آگاهی عقلی» را با «عاطفه قلبی» در هم آمیخت و عقل و عشق رابا هم پیوند زد. همچنانکه در آموزش هم، اگر معلم، بیش از رابطه علمی،رابطه قلبی و زمزمه محبت و مودت باشد «جمعه به مکتب آورد طفلگریزپای را»، در ارتباطهای ولایی با ائمه نیز دل، قلمرو فرمانروایی آنانمیگردد. در این صورت، میان «شناخت»، «عشق» و «پیروی»، رابطهایمستحکم پدید میآید و «معرفت»، محبت میآورد و محبت، «ولایت وتبعیت». در حدیثی رسول اکرمصلی الله علیه وآله به این سه عنصر و نقش آن در سعادتانسان اشاره فرموده است: «معرفة آل محمد برائة منالنار و حب آل محمد جواز علیالصراط والولایة لآل محمد امان من العذاب». (10) . معرفت و شناخت آل محمد، برائت و نجات از دوزخ است و «محبت» آلمحمد، جواز عبور از صراط است و «ولایت» نسبتبه آل محمد، امان ازعذاب است. این رابطه را میتوان چنین ترسیم کرد: معرفت، محبت، اطاعت. در حدیث امام صادقعلیه السلام نیز آمده است: «الحب فرع المعرفة». (11) . محبت، فرع و شاخه شناخت است. در سیره پیامبر اکرم نیز آمده است که هر کس با او از روی معرفت وشناخت، رفاقت و نشست و برخاست میکرد، محبت او در دلش میافتاد. (12) . این نشاندهنده تاثیر معرفت در پیدایش محبت است. ایجاد محبت و عشق را باید از مراحل ساده و بسیط و عاطفی شروع کرد و در مراحل بعدی با بصیرت و شناختبیشتر، آن را تعمیق داد، تا آنجاکه «حب»، جزء سرشت انسان گردد و «محبت اهل بیت»، جزء دین مسلمان و شیعه درآید، امام صادقعلیه السلام فرمود: «هل الدین الاالحب»؟ (13) آیادین جز محبت است؟ امام محمد باقر(ع) فرمود: «الدین هوالحب والحب هوالدین». (14) . دین همان محبت است و محبت همان دین است. روشن است که محبت راستین به عمل و تبعیت هم میانجامد و ازعصیان و تخلف دور میسازد. (15) . برای این کار، باید زمینههای روحی و آمادگیهای قبلی افراد را در نظرگرفت، وگرنه محبت اهل بیتبه دلهای غیر مستعد و غیر آمادهنمیچسبد، آنچنان که کاشی به دیوار کاهگلی نمیچسبد. گاهی هم بایدموانع را زدود، همچنانکه در لحیمکاری، ابتدا با سنباده و مواد دیگر،چربیها، آلودگیها و جرمها را از محل میزدایند، تا لحیم، بچسبد و جوشبخورد. حقوق اهل بیت (ع) و وظایف ما غیر از مودت اهل بیت که در قرآن هم آمده است، در روایات فراوانیحقوق آنان بر عهده ما و وظیفه ما در برابر اهل بیتبیان شده است و ابوابمتعددی از احادیث درباره ولایت، محبت، مودت و نصرت اهلبیت وجوددارد (16) فهرستی از آن حقوق و وظایف، چنین است: 1 - مودت و محبت. در زیارت جامعه است: «بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة و لکم المودة الواجبة». به سبب ولایتشما طاعت واجب پذیرفته میشود و «مودت واجب»برای شماست. پیامبر خدا (ص)در حدیثی مفصل، خطاب به سلمان و ابوذر و مقداد فرموده است: «ان مودة اهل بیتی مفروضة واجبة علی کل مؤمن ومؤمنة...» (17) . مودت اهل بیت من بر هر مرد و زن با ایمان، فرض و واجب است. امام علی(ع) فرمود: «علیکم بحب آل نبیکم فانه حق الله علیکم» (18) . بر شما باد محبت دودمان پیامبرتان، که این حق خدا بر گردن شماست. 2 - تمسک و چنگ زدن به آستان آنان. پیامبر خدا(ص) فرمود: «من تمسک بعترتی من بعدی کان منالفائزین». (19) . هر کس پس از من به خاندانم چنگ بزند و تمسک جوید، از رستگارانخواهد بود. 3 - ولایت و پذیرش رهبری آنان. علی(ع) فرمود: «لنا علی الناس حق الطاعة والولایة». (20) . برای ما بر عهده مردم حق اطاعت و ولایت است. 4 - مقدم داشتن آنان بر دیگران. رسول خدا(ص) فرمود: «اهل بیتی نجوم لاهل الارض، فلا تتقدموهم و قدموهم فهمالولاة بعدی» (21) . خاندان من ستارگانی برای اهل زمیناند، پس از آنان جلو نیفتید، بلکهآنان را جلو اندازید، که آنان پس از من والیاناند. 5 - اقتدا به آنان در امور دین و دنیا. «اهل بیتی یفرقون بین الحق والباطل و هم الائمة الذین یقتدیبهم». (22) . اهل بیت من میان حق و باطل را جدا میکنند و آنان پیشوایانی هستندکه باید به آنان اقتدا کرد. 6 - اکرام و احترام نسبتبه آنان. «ایها الناس! عظموا اهل بیتی فی حیاتی و من بعدی واکرموهم و فضلوهم». (23) . ای مردم، اهل بیت مرا بزرگ بدارید، چه در حال حیاتشان چه پس ازمن و آنان را احترام و اکرام کنید و آنان را بر دیگران برتری دهید. 7 - ادای خمس اموال و درآمدها. آیه 41 انفال،( خمس را برای خدا و رسول و ذی القربی و...) میداند. 8 - نیکی کردن و پیوند داشتن با آنان و ذریه ایشان. امام صادق(ع) مي فرمايد : «من لم یقدر علی صلتنا فلیصل صالحی موالینا یکتب لهثواب صلتنا». (24) . هر کس نتواند با ما صله و پیوند و نیکی داشته باشد با دوستان صالح ماپیوند داشته باشد، تا برای او پاداش ارتباط با ما و نیکی به ما نوشتهشود. 9 - صلوات و درود فرستادن بر آنان. پیامبر خدا(ص) فرمود: «من صلی صلوة لم یصل فیها علی ولا علی اهل بیتی لم تقبلمنه». (25) . هرکس نمازی بخواند که در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد،نمازش از او پذیرفته نیست. 10 - یاد کردن آنان و فضایلشان. امام صادق(ع )فرمود: «خیر الناس من بعدنا من ذاکر امرنا و دعا الی ذکرنا». (26) . بهترین مردم پس از ما کسی است که کار و فرهنگ ما را یاد کند و مردمرا به یاد ما فراخواند. امام محمد باقر(ع )فرمود: «ان ذکرنا من ذکر الله و ذکر عدونا من ذکر الشیطان». (27) . یادکرد ما از یاد خداست و یاد دشمن ما، از یاد دشمن است. 11 - ذکر مصائب و مظلومیت آنان. امام محمد صادق(ع): «ان تلک المجالس احبها فاحیوا امرنا، انه من ذکرنا او ذکرناعنده فخرج من عینیه مثل جناح الذباب غفرالله له ذنوبه». (28) . این مجالس را دوست میدارم، پس امر و فکر ما را زنده بدارید، هماناکسی که از ما یاد کند یا ما نزد او یاد شویم و از چشمانش به اندازه بالمگسی اشک آید، گناهانش آمرزیده میشود. 12 - رفتن به زیارت قبور مطهرشان. امام رضا(ع )فرمود: «ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمامالوفاء بالعهد زیارة قبورهم». (29) . برای هر امامی عهد و پیمانی بر گردن دوستان و پیروان اوست و ازنشانههای وفای کامل به این عهد و پیمان، زیارت قبر امامان است. نقش اجتماعی و تربیتی زیارت، آنقدر بسیار است که نشانه کمال حجو زیارت خانه خدا بهشمار رفته است و احادیث فراوانی به زیارت اهلبیت وامامان معصوم، چه در حال حیاتشان و چه پس از وفات، سفارش کردهاست. (30) . امام محمد باقر(ع )فرمود: همانا مردم فرمان یافتهاند که سراغ این سنگها(یکعبه) آمده، آنها را طواف کنند، سپس نزد ما آیند و ولایت و همبستگی خویش را به ما خبر دهند و یاری خود را بر ما عرضه کنند. (31) . این بعد اجتماعی و سیاسی حج را در زمینه «پیوند یاری» و «ارتباط» با امامان حق نشان میدهد. پاداشهای عظیمی که برای زیارتروایت شده، بویژه زیارت کربلا و خراسان، زیارت اربعین و عاشورا، زیارتاز دور و نزدیک، نشان اهمیت مساله است. زیارت، علاوه بر آنکه تکلیف مانسبتبه امامان است، نقش محبتآفرینی هم دارد (بعدا اشاره خواهدشد). رسول خدا (ص ) فرمود: «الزیارة تنبت المودة». (32) . زیارت و دیدار، مودت و دوستی به بار میآورد. راههای ایجاد محبت نشناخته را محرم هر راز مکن قفل دل خود بر همه کس باز مکن در قلک دل برای آینده خویش جز عشق خدا و دین پسانداز مکن دوران پیش از کودکی آنچه در ساختن شخصیتیک انسان مؤثر است، خیلی پیشتر ازمدرسه و جامعه آغاز میشود و به مساله تغذیه، شیر مادر، روحیات والدین،شرایط ایام بارداری، انعقاد نطفه و... هم مربوط میشود و موضوع وراثتنیز، در جای خود مهم است. اهل معرفت و انسانهای دقیق و ارزشی، در به وجود آوردن نسلی پاک،نجیب، باایمان و اهل صلاح و فلاح، به این نکات و ریزهکاریها هم توجهمیکنند. در زندگینامه بسیاری از بزرگان دین یا شهیدان اسلام میخوانیم ومیشنویم که مادرانشان آنان را با وضو شیر دادهاند، ایام بارداری وشیردادن، مواظب حالات روحی خود، غذای حلالی که میخوردهاند،مجالسی که شرکت میکردهاند، کتابهایی که میخواندهاند و... بودهاند. اینمراقبتها در روحیه و خصلتهای کودک تاثیر میگذارد. اینکه مادر در ایامبارداری یا هنگام شیر دادن، چه صداها و نوارهایی بشنود (ترانه یا تلاوتقرآن یا نوحه و مداحی و...) و چه تصاویر و فیلمهایی ببیند، در چه جلساتیشرکت کند، با چه کسانی معاشرت داشته باشد، در تکوین شخصیتمعنوی فرزند بیاثر نیست. برخی از سفره امام حسینعلیه السلام و اطعام ایامعاشورا و غذاهای نذری، به قصد تبرک استفاده میکنند. این ایمانها وعقیدهها به نوزادهم منتقل میشود. آنچه در آداب و سنن اسلامی در مورد کودکان و نوزادان است (از قبیل:از خداوند فرزند صالح خواستن، دایه صالح گرفتن برای شیر دادن، توجه بهانتقال اخلاق دایه به فرزند، کام نوزاد را با آب فرات و تربت کربلا برداشتن، هنگام تولد و نامگذاری در گوش او اذان و اقامه گفتن، نام نیک بر او نهادن،از نام ائمه بر فرزندان گذاشتن، یاد دادن قرآن و حدیث اهل بیتبهفرزندان و آموختن نماز و واداشتن به روزه و... ) همه نشان دهنده تاثیراینگونه امور در خلق و خوی کودکان است. ازامام علی (ع )روایت است که فرمود: من از خدای خود فرزندانی زیباروی وخوش قامت نطلبیدم، بلکه از پروردگارم خواستم فرزندانی به من عطا کندکه مطیع خدا و خائف از او باشند، تا هر گاه به آنان مینگرم که مطیعخدایند، چشمانم روشن گردد. (33) . امام سجاد(ع )نیز در دعای مخصوص فرزندان، بیشتر نکتههایمعنوی و دینی و اخلاقی و صلاح و فلاح و تقوا و بصیرت و اطاعتخدا ومحبت اولیای الهی و دشمنی با دشمنان خدا میطلبد: «و اجعلهم ابرارا اتقیاء بصراء سامعین مطیعین لک ولاولیائکمحبین مناصحین و لجمیع اعداءک معاندین و مبغضین». (34) . پس دوران کودکی، فصل تربیت دینی و تربیت ولایی کودکان است ومحبت اهل بیت هم یکی از شاخههای همین «تربیت دینی» است. حضور ما در جلسات حسینی و اشک ریختن در سوگ اباعبدالله(ع )وشنیدن حرف و حدیث امامان و اهل بیت، در روح کودکی که در رحم یا درآغوش است، تاثیرگذار است. «... در حسینیه دلمان، مرغهای محبتسینه میزنند و اشکهای یتیمدر خرابه چشم، بیقراری میکنند. سینه ما تکیهای قدیمی است،سیاهپوش با کتیبه درد و داغ. درب آن با کلید «یا حسین» باز میشود وزمین آن با اشک و مژگان، آب و جارو میشود. ما دلهای شکسته خود را وقف اباعبدالله(ع )کردهایم و اشک خود را نذرکربلا، و این «وقف نامه» به امضای حسین(ع )رسیده است. این است کهزیارت، ترجیع بند ایام سال ماست. صبحها وقتی سفره دعا و عزا گشوده میشود، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق میشود. ابتدا چند مشت «آب بیداری» به صورتجان میزنیم، تا «خواب غفلت» را بشکنیم. زیارتنامه را که میبینیم،چشممان آب میافتد. «السلام علیک» را که میشنویم، بوی خوش کربلابه مشاممان میرسد. تودههای بغض در گلویمان متراکم میگردد و هوایدلمای ابری میشود و آسمان دیدگانمان بارانی. سر سفره ذکر مصیبت، قندان دهانمان را پر از حبه قندهای «یاحسین» میکنیم و نمکدان چشممان دانه دانه اشک بر صورتمانمیپاشد. به دهان که میرسد، قند و نمک در کاممان میآمیزد و اینمحلول شور و شیرین، درمان عشق ماست و نمک گیر سفره حسین(ع) میشویم. این است که تا آخر عمر، دست و دل از حسین(ع )بر نمیداریم.آنگاه جرعه جرعه زیارت عاشورا مینوشیم و سر سفره توسل، «ولایت» رالقمه لقمه در دهان کودکانمان میگذاریم. غذای ما از عطای حسین(ع) است. الحمدلله... در این خشکسالی دلو قحطی عشق، نم نم باران اشک، غنیمتی است که رواق آینه کاری شدهچشمان ما را شستشو میدهد. خدایا ما را به چشمه کربلا و نهر علقمه تشنهتر کن و معماراشک را برای آبادی دلهایمان بفرست. امروز بر سردر دلهای ما پرچمی نصب شده که بر آن نوشته است: «السلام علیک یا اباعبدالله». (35) . ریشههای حب اهل بیت، در دوران خردسالی و شیرخوارگی نیرومیگیرد و در جوانی و بزرگسالی میوه و برگ و بار میدهد. آری... این مرحله، به مراقبتها و رفتارهای والدین در دوران شیرخوارگی ونوزادی فرزندان مربوط میشود. اما... اینک ماییم و کودکان و نوجوانان موجود در جامعه و ضرورت واهمیت تربیت دینی آنان. در اینکه چگونه میتوان جوانان و نوجوانان را «محب آل محمد» ودوستدار اهلبیت(ع ) بارآورد، راههای مختلفی وجود دارد. برخی از اینراهها جنبه ذهنی و تئوری دارد، یعنی طرح موضوعات و مباحثی که نتیجهآن ایجاد کشش و جذبه نسبتبه خاندان پیامبر است. عمدتا بیان فضایلو مناقب و مقامات و شرح حال و سیره اولیاء الهی، حتی ذکر شمایل واوصاف ظاهری آنان، از این بخش است. بعضی حتی از راه تصاویر وعکسهای منسوب به پیامبر و امامان، به آنان علاقه پیدا میکنند و تصویر،گذرگاه و معبری برای ورود به دنیای زیبا و دوستداشتنی اولیای دینمیشود. برخی هم جنبه عملی و کاربردی است، یعنی اجرای برنامهها یاتوجه به نکات اجرایی و کاربردی که نتیجه آن جای گرفتن محبتاهلبیت(ع )در دل کودکان و جوانان است و این کار، عمدتا از سوی پدرانو مادران، اولیاء و مربیان، برنامهسازان، مسؤولان فرهنگی و تربیتی کشورو چهرههای مورد توجه و علاقه نسل نوجوان در جامعه است. اینک برخی از این راهها و شیوهها را بر مي شمريم: 2 - پیوند با آب فرات و خاک کربلا استفاده از نمادها و سمبلهایی که به نوعی ارتباط با اهل بیت دارد، اینرابطه را تقویت میسازد. «عاشورا» برجستهترین مظهر خط ولایت نسبتبه این خاندان است. «شهادت» و «عطش» نیز دو جلوه مهم عاشورا است. «آب فرات» یادآور تشنگی امام و اهل بیت او و وفای عباس(ع )است و«تربت» سیدالشهدا، خاک آمیخته به خون «ثارالله» است و این دو،فرهنگ عاشورا و حب اهل بیت را با خود دارند. در تعالیم شیعه، از سنتهای مؤکد مذهبی، برداشتن کام نوزاد هنگامتولد، با تربتسیدالشهدا و آب فرات ست یعنی (اندکی از این یا آن، به کامنوزاد مالیدن، یا در دهان او چکاندن). این کار، پیوند دادن نوزادان از همان بدو تولد با این خاندان وعاشوراست، ونشان عشق والدین به ایجاد این رابطه و تاثیرطبیعی این «آب و خاک» در سرشت و طینت و خلق و خوی فرزندان است. همچنان که طبق احادیثبسیار، خداوند در تربتسیدالشهدا «شفا» وخاصیت درمانی قرار داده است، (36) اثر ایجاد محبت و امنیت هم در اینتربت و آن آب نهاده است. پس، از راههای عملی، یکی هم عمل به اینسنت دینی است. اثر ایجاد محبت در روایات مربوط به آن هم بیان شدهاست. امام محمدصادق(ع )فرمود: «حنکوا اولادکم بماء الفرات». (37) . کام نوزادان خود را با آب فرات بردارید. امام محمد صادق(ع )به سلیمان بن هارون بجلی فرمود: «ما اظن احدا یحنک بماء الفرات الا احبنا اهل البیت». (38) . گمان نمیکنم که کسی با آب فرات، کام نوزاد را بردارد مگر آنکه ماخاندان را دوستبدارد. آن حضرت، فرات را نهری بهشتی میداند که به خدا ایمان آورده است و روزی یک قطره از بهشت در آن میچکد. و نیز فرمود: «من شرب من ماء الفرات وحنک به فهو محبنا اهل البیت». (39) . هر کس از آب فرات بنوشد، یا کام کودک را با آن بردارد، یقینا دوستدار ماخاندان خواهد بود. امام علی(ع )فرمود: «ان اهل الکوفة لو حنکوا اولادهم بماء الفرات لکانوا شیعةلنا». (40) . اگر کوفیان، اولاد خودرا باآبفرات، کام برداشته بودند، شیعه ما میشدند. امام صادق(ع )فرمود: «ما احد یشرب من ماء الفرات و یحنک به اذا اولد الا احبنا،لان الفرات نهر مؤمن». (41) . هیچ کسی نیست که از آب فرات بنوشد، یا وقتی فرزند آورد، کام او را باآب فرات بردارد، مگر آنکه دوستدار ما شود، چرا که فرات، نهریمؤمن است. آن حضرت، در مورد کام برداشتن نوزادان با تربتسیدالشهدا هنگامتولد، چنین دستور داده است: «حنکوا اولادکم بتربة الحسین، فانها امان». (42) . فرزندان خود را با تربتحسین(ع) کام برگیرید، چرا که مایه ایمنیاست. البته در روایات، تاکید شده است که این بهرهگیری درمانی از تربت،وقتی است که انسان به این نکته باور داشته باشد که خداوند در تربت آنحضرت، این نفع و خیر را قرار داده است. (43) . سنت آمیختن آب یا شربتبه تربتسیدالشهدا و نوشیدن و نوشاندنآن به دیگران جهت درمان، زمان ائمه هم رواج داشته است. (44) امروز نیزمیان معتقدان و شیفتگان این مکتب، رایج است. (45) . 3- استفاده از علاقه به محبوبیت در جذب افراد، اظهار علاقه خیلی مؤثر است، بخصوص آنطرفی که انسان مورد علاقه او باشد اگر شخصیتی معروف، مهم و معتبرباشد، مورد رغبتبیشتری است. تا چه رسد به اینکه آن طرف، خدا وحضرت رسول (ص )و ائمه اطهار(ع ) باشند. باید چنین القا کرد که رشتهمحبت و علقه ولایی با اهلبیت (ع )موجب میشود انسان محبوب خدا ورسول خدا (ص )گردد و چه موهبتی بالاتر از این؟ طرح این مساله کهائمه (ع )دوستدارانشان را دوست دارند، ایجاد محبت میکند. روایت دراین زمینه بسیار است، از جمله این حدیث: شخصي به محضر امام علی (ع )رسید و گفت: السلام علیک یاامیرالمؤمنین و رحمةالله و برکاته، کیف اصبحت؟ سلام (و رحمت وبرکات خدا) بر تو ای امیر مؤمنان. چگونه صبح کردی و چگونهای؟ حضرت سر بلند کرد و پاسخ سلامش را گفت و فرمود: «اصبحت محبا لمحبنا و مبغضا لمن یبغضنا» (46) . صبح کردم، در حالی که دوستدار دوستدارمان هستم و دشمن کسی که باما دشمنی دارد. طرح مساله حب متقابل و رضایت طرفینی میان خدا و بنده یاپیامبر (ص )و امت، کارساز است. قرآن هم نمونههایی دارد، همچون:«رضی الله عنهم و رضواعنه»، (47) «فسوف یاتی الله بقوم یحبهم ویحبونه». (48) که در مورد اهل ایمان و عمل صالح و متعهدان به دین و ثابتقدمان در راه خداست. با طرح اینکه خدا چه کسانی را دوست میدارد؟ و پاسخ این که محباناهل بیت را، و نتیجهگیری این که پس محبوب خدا شدن هم در سایهمودت اهلبیت است، علاقهها را به این خاندان میافزاید. هم دوست داشتن برگزیدگان افتخار است، هم محبوب آنان بودنارزش است. در زیارت «امینالله»، در حرمهای ائمه معصومین از خداوندچنین درخواست میکنیم: «محبة لصفوة اولیاءک، محبوبة فی ارضک و سماءک». (49) خدایا! دل و جان مرا شیفته اولیای برگزیدهات قرار بده و مرا در زمین وآسمانت محبوب گردان دوستی با اهلبیتعلیهم السلام انسان را با این خانواده همخون و همدلمیسازد و عضو این خانواده الهی میگرداند. همچنان که سلمان فارسی رارسول خدا(ص) از این دودمان دانست و فرمود: «سلمان منا اهل البیت» (50) «سلمان از ما خاندان است». چنین تعبیری را پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله درباره ابوذر غفاری هم فرموده است وامام صادقعلیه السلام نیز درباره فضیل بن یسار (51) و یونس بن یعقوب (52) فرمودهاست که اینان از خاندان ما هستند. این موهبتبزرگی است که انسان از خاندان پیامبر محسوب شود.محبت اهلبیت، چیزی است که این امتیاز را برای دوستدار میآورد. بهاین دو حدیث توجه کنید (که یکی محبت و دیگری تقوا و عمل صالح رازمینهساز عضویت در مجموعه اهلبیت میداند): امام باقر(ع): «من احبنا فهو منا اهل البیت» (53) «هر که ما را دوستبدارد ازا خاندان ما است». امام صادق(ع): «من اتقی منکم و اصلح فهو منا اهل البیت». (54) «هر کس از شما که تقوا پیشهکند و در پی صلاح و اصلاح باشد، او از مااهلبیت است». توجه به این نکته مهم است که محبتبه تنهایی، بدون تقوا و صلاح واصلاح، چندان کارساز نیست و محبت واقعی به همان همسویی میکشد. 4- توجه به عنایت اهل بیتبه شیعه پیروان و دوستداران اهل بیتعلیهم السلام، مورد عنایت و توجه و تقدیر خاندانپیامبرند. توجه داشتن و توجه دادن به این عنایت و محبت و تکریم،محبت آنان را در دلها ایجاد میکند یا میافزاید. اهل بیت، هوادارانشان رادوست دارند، آنان را میشناسند، آنان را شاخ و برگ درختی میدانند که بهخودشان مربوط میشود، در دنیا گرفتاریهایشان را حل میکنند، در آخرتاز آنان شفاعت میکنند و محبان خویش را از یاد نمیبرند. در این زمینه احادیث فراوانی است که به چند نمونه اشاره میشود: 1 - حذیفة بن اسید غفاری گوید: وقتی امام حس مجتبی(ع ) با معاویهصلح کرد و به مدینه برمیگشت همراهش بودم. پیش او یک بار شتر بودکه همواره همراه آن بود و جدا نمیشد. روزی گفتم: این بار چیست که از توجدا نمیشود؟ فرمود: میدانی چیست؟ گفتم: نه. فرمود: «دیوان» است. گفتم: دیوان ودفتر چیست؟ فرمود: دفتر شیعیان ماست، نامهایشان در آن است: «دیوانشیعتنا فیه اسماؤهم». (55) . 2 - امام صادق(ع) به ابوبصیر فرمود: «... و عرفنا شیعتنا کعرفان الرجل اهل بیته». (56) . ما شیعیان خود را میشناسیم، همانگونه که یک فرد، خانواده خود رامیشناسد. 3 - امام سجاد(ع) فرمود: ما هر کس را ببینیم، میشناسیم که مؤمنحقیقی استیا منافق. شیعیان ما ثبتشدهاند و نامهایشان و نامهایپدرانشان معروف است، خدا از ما و از آنان پیمان گرفته است، هر جا که ماوارد شویم آنان نیز وارد میشوند: «ان شیعتنا لمکتوبون معروفون باسمائهم و اسماء آبائهم، اخذالله المیثاق علینا و علیهم، یردون مواردنا و یدخلونمداخلنا». (57) . 4 - امام کاظم(ع) در مورد آیه «وممن هدینا و اجتبینا» (58) فرمود: «فهم والله شیعتنا الذین هداهم الله لمودتنا واجتباهملدیننا...». (59) . به خدا قسم آنانند شیعیان ما، آنان که خداوند بر مودت و دوستی ماهدایتشان کرده و برای آیین ما آنان را برگزیده است. این که انسان توفیق مودت و پیروی این خاندان را داشته باشد، توفیقارزشمندی است که نصیب همه نمیشود و بر این نعمت معنوی بایدخداوند را سپاس گفت. عنایت دیگر ائمه، در مورد حساب و شفاعتشیعهجلوهگر است که در حدیثبعد آمده است. 5 - امام صادق(ع) در ذیل آیه «ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم» (60) فرمود: «اذا کان یوم القیامة جعل الله حساب شیعتنا علینا...». (61) . چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حسابرسی شیعیان ما را برعهده مامیگذارد. «نشفع لشیعتنا فلا یردنا ربنا». (62) . ما برای شیعیان خود شفاعت میکنیم، خداوند هم شفاعت ما را ردنمیکند. 6 - امام صادق(ع) فرمود: «اینما نکون فشیعتنا معنا». (63) . ما هر جا که باشیم، پیروان ما با مایند. حتی در ورود به بهشت نیز این همراهی وجود دارد، علی(ع) فرمودهاست: «... و خمسة ابواب یدخل منها شیعتنا و محبونا». (64 از هشت در بهشت، پنج در است که شیعیان و دوستداران ما اهلبیت از آن وارد میشوند 7 - امام صادق(ع) در مسجد، گروهی از شیعیان را دید، به آنان نزدیکشد و سلامشان داد و فرمود: «والله انی لاحب ریحکم و ارواحکم... انتم السابقون الیالجنة، قد ضمنا لکم الجنان بضمان الله و رسوله... الا و ان لکلشیء شرفا و شرف الدین الشیعة، الا ان لکل شئ عمادا و عمادالدین الشیعة، الا و ان لکل شئ سیدا و سید المجالس مجالسشیعتنا». (65) به خدا قسم من بوی شما و روح شما را دوستدارم، ما را با تقوا و تلاش، یاری کنید. شما یاران دین خدایید، شماپیشتازان به سوی بهشتید، ما بهشت را برای شما تضمین کردهایم، هرچیزی شرفی دارد، شرافت دین، شیعه است. هر چیزی ستونی دارد، ستوندین، شیعه است. هر چیزی سروری دارد، و بهترین مجالس و سرور آنها،مجالس شیعه است 8 - امام باقر(ع) درباره «شجره طیبه» که در قرآن است، فرمود: آندرخت، حضرت رسولصلی الله علیه وآله است، تنه آن، علیعلیه السلام است، شاخهاشفاطمهعلیها السلام است، میوههایش فرزندان فاطمه زهرایند و شیعه، برگهای آندرختاند (و اوراقها شیعتنا) هرگاه یکی از شیعیان ما از دنیا برود، برگی ازآن درخت افتاده و هرگاه نوزادی برای شیعه به دنیا آید، به جای آن برگ،برگی میروید. (66) . 9- امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «ان الله تعالی اطلع الی الارض فاختارنا واختار لنا شیعةینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون انفسهمو اموالهم فینا، فاولئک منا و الینا وهم معنا فی الجنان». (67) . خداوند بر زمین اشراف و عنایت و نگاه کرد پس ما را برگزید و برای ماپیروانی برگزید که ما را یاری میکنند، با شادی ما شاد میشوند، بر اندوهما اندوهگین میشوند و جانها و مالهایشان را در راه ما خرج میکنند،پس آنان از ما و به سوی مایند و آنان در بهشتبا ما خواهند بود. این نیز عنایتخدا و اهل بیتبه پیروان این خاندان و برگزیدگی ومنتخب بودن صاحبان این محبت و ولایت را میرساند. این عنایاتخاص، موجب ازدیاد محبت انسان به این خاندان جود و کرم میشود ودلبستگی و دلدادگی میآورد. . شیعیان علی(ع )در قیامتسیراب، و رستگار و کامیابند. شیطان برپیروان علی(ع) سلطه ندارد. شیعیان علی شیعه خدایند، شیعیان علی،آمرزیدهاند، در قیامتبه دست علی(ع) از کوثر سیراب میشوند، پیروان اودر دنیا و آخرت منصورند و برگه عبور از آتش میگیرند و ایمناند، اگر شیعهنبود، دین خدا استوار نمیشد، آنان بهترین بندگان و بر صراط حقاند ودین اهل بیت را گرفتهاند، شیعیان ما به خدا و به عرش خدا و به مانزدیکتر از دیگرانند، پیروان ما گواه و شاهد بر مردم دیگرند، ما و شیعه ما«اصحاب الیمین» هستیم، شیعیان ما هدایتیافته، صابر، گرانقدر، صادقو رها از سلطه و نفوذ شیطانند، پیروان ما هنگام رستاخیز، با چهرههاینورانی از قبرها برانگیخته میشوند و سواره به محشر میآیند، با نور خداییمینگرند، از سرشت ما آفریده شدهاند، هم ما برگزیدهایم هم شیعیان ما،آنان از شعاع نور ما خلق شدهاند. خداوند در دنیا شیعه ما را از گناهانشانپاک میکند، خداوند از شیعیان ما میثاق ولایت گرفته است، ما گواه برشیعیانیم و شیعیان شاهد بر دیگرانند، شیعیان ما میتوانند نسبتبهخانواده خود هم شفاعت کنند، شهید شیعه بر شهدای دیگر برتری دارد، پیروان با ایمان ما با پیامبر خویشاوندند و... صدها کرامت و فضیلتارجمند. البته این اوصاف و فضایل و جایگاه والا، به همان اندازه که قیمتی ومحبتآور و دوست داشتنی است، مسؤولیت و تعهد و مراقبت و دینداریبیشتری میطلبد، تا انسان شایسته این همه مقام و رتبه شود . 5- بیان فضیلتحب آل پیامبر(ص) فعال ساختن کانال تبلیغ محبت اهل بیت(ع) ، در جذب دیگران اثردارد. گفتن و مطرح کردن خوبیهای آنان مؤثر است. به عنوان یک دستورکار، باید فضیلت، آثار و برکات محبت اهل بیتعلیهم السلام را بصورت پیوستهطرح کرد. به هر حال در عدهای اثر میگذارد و مردم به دنبال یک موجتبلیغاتی در رسانهها یا مراکز فرهنگی، به سمت و سویی گرایش مییابند.در این باره احادیث فراوان است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: الا و من مات علی حب آل محمد مات شهیدا،. الا و من مات علی حب آلمحمد مات مغفورا له،. الا و من مات علی حب آلمحمد مات مؤمنا مستکمل الایمان،. الا و من مات علی حب آلمحمد بشره ملک الموت بالجنة،. الا و من مات علی حب آلمحمد فتحلهفیقبره بابانالیالجنة،. الا و من مات علی حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائکةالرحمة... (69) . هر کس با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است، آمرزیده میشود، باتوبه میمیرد، با ایمان کامل میمیرد، فرشته مرگ او را به بهشت مژدهمیدهد، در قبرش دو در به روی بهشت گشوده میشود، قبر او زیارتگاهفرشتگان رحمت الهی میشود. چنین روایاتی فراوان است. ذکر اینها دلها را تکان میدهد و شیفتهاهلبیت(ع) میسازد. - حب اهل بیت، اساس دین و نظام دین است. (70) . - حب اهل بیت، حب خداست. (71) به قول مولوی: این محبت از محبتها جداست. حب محبوب خدا، حب خداست. - حب اهل بیت، حب رسول خداست. (72) . - حب اهل بیت، هدیه الهی است. (73) . - حب اهل بیت، برترین عبادت است. (74) . - حب اهل بیت، باقیات الصالحات است. (75) . پس وقتی حب اهل بیت(ع) این همه فضیلت دارد، باید ظرف دل را ازمحبت آنان پر کرد و عشقها و علاقهها را نثار آنان نمود که شایستهترینافراد برای دوست داشتن و عشق ورزیدناند و ارزش دل به عنوان یکظرف، بستگی به محتوای محبتی دارد که در آن است. قیمت انسان، بهعشقی است که در ظرف دلش جای میگیرد. هر چه آن معشوق و محبوب،ارزشمندتر و نفیستر باشد، انسان هم قیمتیتر و پربهاتر میشود. رسول خدا(ص) فرمود: ای مردم! پیوسته مودت ما خاندان را داشتهباشید و از آن جدا نشوید، هر کس خدا را در حالی ملاقات کند که مودت مارا داشته باشد، با شفاعت ما وارد بهشت میشود. (76) . 6- طرح نیازمندی و بهرهمندی از این محبت انسان معمولا مجذوب کسی یا جایی میشود که گره از کار او بگشاید وبهره برساند. در رابطههای اجتماعی افراد، به وضوح این مساله دیدهمیشود. در زندگی ممتد و مستمر ما که تا آخرت ادامه مییابد، کجاها گیرمیکنیم و نیاز به کمک داریم؟ هنگام مرگ، در برزخ، در رستاخیز، هنگامعبور از صراط و... که بشدت نیازمند و گرفتاریم، به کارسازی محبتاهلبیت(ع) آگاه میشویم . رسول خدا(ص) مي فرمايد: 1 - «حبی و حب اهل بیتی نافع فی سبعة مواطن اهوالهنعظیمة: عند الوفاة و فی القبر و عند النشور و عند الکتاب وعند الحساب و عند المیزان و عند الصراط». (77) . حب من و محبت اهل بیت من در هفت جا سود میبخشد، هفت جاییکه هول و هراس آنها عظیم است: هنگام مرگ، در قبر، هنگام برخاستناز قبر، هنگام تحویل نامه اعمال، هنگام حساب و بررسی اعمال،هنگام سنجش عملها و هنگام عبور از صراط. 2 - «سال رجل رسول الله عن الساعة، فقال: ما اعددت لها؟قال: ما اعددت لها کبیرا، الا انی احب الله و رسوله. قال: فانتمع من احببت (المرء مع من احب) قال انس: فما رایتالمسلمین فرحوا بعد الاسلام بشیء اشد من فرحهم بهذا». (78) . مردی از پیامبر پرسید که قیامت کی است و چگونه است؟ حضرتپرسید: برای قیامت چه آماده کردهای؟ گفت: چیز مهمی آماده نکردهام، جز اینکه خدا و پیامبرش را دوست دارم. حضرت فرمود: تو با کسیهستی که دوست میداری (انسان با کسی محشور میشود که دوستشدارد). 3 - علی(ع) مي فرمايد: «من احبنا کان معنا یوم القیامة، ولو ان رجلااحب حجرا لحشره الله معه». (79) . هر کس ما را دوستبدارد، در روز قیامتبا ما خواهد بود، اگر کسی یکسنگ را دوستبدارد، خداوند او را با آن سنگ محشور میسازد. این مژده بزرگی است که علاقهمندان به اهلبیت(ع) بدانند که در آخرتهم با آنان محشور خواهند بود. وقتی محبت تا این اندازه کارساز است، چرااین گنج را نداشته باشیم؟ امام صادق(ع) میفرماید: دم مرگ، وقتی که جانتان به گلوگاه میرسد،بیشترین نیاز را به محبت ما دارید. اگر حب ما در دلتان بود، فرشتهمژدهرسان میآید و میگوید: هراسی نداشته باش، که ایمن شدی. (80) . آثار محبت اهل بیت(ع) در روایات، بسیار فراوان ذکر شده است،جمعبندی این آثار و منافع، بخصوص برای مرحله آخرت، در این عنوانهامیگنجد: (81) . - موجب از بین رفتن گناهان میشود. (82) . - دل را پاک میسازد. (83) . - در دل، حکمت جاری میسازد. (84) . - کمال دین است. (85) . - موجب برخورداری از شفاعت است. (86) . - نور در قیامت است. (87) . - ایمنی در قیامت است. (88) . - موجب ثبات در صراط است. (89) . - از آتش دوزخ نجات میدهد. (90) . - موجب محشور شدن با اهل بیت است. (91) . - انسان را بهشتی میسازد. (92) . - موجب خیر دنیا و آخرت و نجات از عذاب قبر است. (93) . رسول اكرم( ص) فرمود: خداوند به هر کس محبت امامان از اهلبیتمرا روزی کند به خیر دنیا و آخرت رسیده و بیشک اهل بهشت است و درحب اهلبیت من بیستخصلت و فایده است، ده تا در دنیا و ده تا درآخرت. (94) . توجه به آثار و برکات این محبت، سبب شیفتگی انسان به اهلبیت(ع) میشود و این گوهر گرانبها را در نظر افراد، ارزشمند میسازد.نمونههای متعددی نقل شده از کسانی که به خواب زندگان آمدهاند و چوناز اوضاع و احوال پس از مرگ از آنها سؤال شده، در پاسخ گفتهاند: بازارعمل خیلی کساد است، آنچه ما را نجات داد، محبتخاندان پیامبر بود.این نیز بخشی از نیازمندی ما را به محبت و کارساز بودن مودت اهلبیتنشان میدهد. 7- ارزش جلوه دادن محبت اهل بیت(ع). وقتی کاری مورد تقدیر و تشویق قرار میگیرد و به عنوان «الگو» مطرحمیشود، در دیگران هم جذبه و کشش ایجاد میکند. ارزشگذاران جامعه،مسؤولان فرهنگی هنری، برگزارکنندگان مسابقات، جایزهدهندگان، اینهاهمه در ارزش به شمار آمدن این محبت نقش دارند. وقتی کسی به خاطرشعر گفتن یا قصه نوشتن یا کتاب خواندن در مورد ائمه(ع) تشویق شود،هم محبت پیدا میکند و هم به خاطر این پیوند، احساس عزت و سربلندیدارد. چون میداند که این کیف و چادر و کتاب و جایزه را به خاطر اینموضوع جایزه گرفته است و از آن قضیه، خاطره شیرینی به یادش میماندکه در پدید آوردن این جذبه، مؤثر است. افراد نسبتبه هر چه مورد تشویق و احترام قرار میگیرند، از جمله گرایشهای مذهبی و علاقه به اهلبیت، به آنها علاقه بیشتری پیدامیکنند و اگر بیتوجهی و برخورد سرد ببینند، دلسرد و زده میشوند. دراین زمینه، بخصوص تشویق در حضور دیگران مؤثرتر است. البته بایددقت کرد که تشویق، حالت «رشوه» پیدا نکند. در جامعه به هر چه بها داده شود، هم نسبتبه آن گرایش پیدا میشود و هم طرفداران، با غرور و افتخار آن را مطرح میکنند. مثلا وقتی از جوانهامیپرسند: درباره چه چیزی شعر میگویید، اغلب میگویند: عشق، بهار، دوستی، زندگی، گل و بلبل و... وقتی از نوجوانان و جوانان پرسیده میشود:چه کتابهایی میخوانید، میگویند: رمان، کتابهای علمی، داستانهایتخیلی و... گویا سختشان استبگویند که درباره خدا و نماز و ائمه(ع) شعرمیگوییم یا کتابهای مربوط به اهلبیتعلیهم السلام و کتب دینی میخوانیم. چوناز این جهت مورد تشویق قرار نمیگیرند و با نام اینها آب دهانشان راهنمیافتد و احساس غرور شخصیت و بالیدن و فخر فروختن نمیکنند. باید شرایطی پیش آورد که اگر کسی درباره اهل بیت(ع) ، شعر گفت،شعر حفظ کرد، حدیثحفظ کرد، کتاب خواند، قصه نوشت، فیلم ساخت،تابلوی هنری کشید، یا حتی نام ائمهعلیهم السلام را داشتیا نام اهلبیت(ع) راروی فرزند خود گذاشت، احساس افتخار و سربلندی کند و این را ارزشاحساس کند و ارزنده تلقی کند. حب اهلبیت، لطف و موهبت ویژه الهیاست که در دلهای شایسته جای میگیرد. حضرت رضا(ع) مي فرمايد: «یهدی الله لولایتنا من احب». (95) . خدا هر که را دوستبدارد، به ولایت ما راهنمایی میکند. (به قول شهریار: چه شاعران که هم اهل صفا و مرد رهند ولی «مقام ولایت» به هرکسی ندهند) معمولا اشخاصی که به خاطر مثلا نام علی، مهدی، فاطمه، حسین و...در مناسبتهای ویژه امامان، جایزه میگیرند، نسبتبه این نامها وصاحبان آنها علاقه پیدا میکنند و دیگران هم آروز میکنند که کاشچنین نامهایی داشتند و به مواهب و هدایایی نایل میشدند. به این نکتهباید چنان ظریف عمل شود که شوق داشتن چنین نامهایی در دل ایجادشود، نه آنکه به خاطر نداشتن این اسامی، عقده و بدبینی و احساسحقارت پدید آید و اثر منفی به بار آورد. این محبتباید چنان نفیس وقیمتی معرفی شود که دارنده آن، به داشتنش افتخار کند و آن را کوچکنشمارد. توصیه امام صادق (ع)است که: مودت و دوستی ما را کوچکنشمارید، چرا که از باقیات صالحات است. (96) . وقتی از رسانهها، تلویزیون، مسابقات و گزارشها، «الگو» معرفیمیشود، تاثیرگذار است و همان الگوی مطرح شده، محبوب دلها میشود،خواه یک فوتبالیستباشد، یا آوازخوان، یا حافظ قرآن، یا مخترع، یا نقاشو شاعر و هرکس در هر زمینه و موردی مورد تشویق و تکریم قرار گیرد، همان «جهت»، مورد توجه مخاطبان اینگونه برنامهها واقع میشود. تشویق یک هنرپیشه، گرایش به هنر را افزایش میدهد، تشویق یکحافظ قرآن، علاقه به قرآن و قرائت و حفظ، پدید میآورد و بزرگداشتیکدانشآموز موفق در المپیادهای علمی، گرایش علمی جوانان را بالا میبرد. چهرهها، شعرها، شاعران و شخصیتهای علمی، ادبی و هنری که حتیدر کتب درسی کودکان و نوجوانان مطرح میشود، محبت و علاقهمیآفریند. از این رو در گزینش اینگونه چهرهها نیز باید دقت کرد، چونمعرفی یک شاعر ولایی و انقلابی، نوعی الگو دادن است و گرایشهایمذهبی و اهلبیتی میآورد. امام صادق(ع) فرمود: «یا معشر الشیعة! ... علموا اولادکم شعر العبدی فانه علیدین الله». (97) . ای گروه شیعه! به فرزندانتان شعر «عبدی» را بیاموزید، چرا که او بر دینخداست. این توصیه امام صادق(ع) که شیعیان شعر عبدی کوفی (98) را بهبچههایشان یاد بدهند، بزرگترین تشویق و الگودهی است. شعر عبدی، ازفضیلتهای اهل بیت(ع) ، موج میزد. «سید حمیری» که از شاعران متعهد شیعه است میگفت: هر کس حدیثی بگوید از فضایل علی(ع) و اهلبیت که من آن را در شعرم نگفتهام، این اسبم را به او میبخشم! ابوطالب، پدر حضرت علی(ع) از موحدان و مؤمنان به پیامبر اکرم بود ودر وصف او اشعاری سروده است. نقل است که حضرت علی(ع) دوستمیداشت که شعرهای ابوطالب نقل و تدوین گردد و فرمود: «کان امیرالمؤمنینعلیه السلام یعجبه ان یروی شعر ابیطالب وانیدون وقال: تعلموه وعلموه اولادکم، فانه کان علی دیناللهوفیه علم کثیر». (99) . آنها را یادبگیرید و به فرزندانتان هم بیاموزید، چرا که ابوطالب، بر دین خدا بود و درشعر او دانش بسیاری است. این نیز نمونه دیگری در الگودهی فرهنگی و ادبی و توجه به محتواي شعر و شاعر است که در انتقال به فرزندان بایدمورد توجه قرار گیرد. دختر ابو الاسود دوئلی وقتی فهمید که خلیفه، عسل را فرستاده تامحبت اهل بیت(ع )را از دل آنها بیرون کند، آنچه را خورده بود، پس آورد،و نخواستبا خوردن عسل، مهر آل علی را از دستبدهد. (100) . معلمان در این مسائل خیلی میتوانند خط دهی داشته باشند و بهگرایشها و الگوگیریهای نوجوانان جهتبدهند. حتی اگر یک دختر و پسرغیر متعهد، به خاطر اینکه اسمشان مهدی یا زینب و فاطمه است جایزهبگیرند، همین تاثیر ضمنی در ایجاد محبت میکند. اگر اهدای جوایز، درسالروز مناسبتهای دینی و اهلبیتی انجام گیرد، بخصوص ولادتهایمعصومین، در ایجاد زمینههای گرایش مؤثر است. در احادیثشفاعت آمده است که روز قیامت، حضرت زهرا(ع) شیعیانرا شفاعت میکند. آنان که مورد شفاعت قرار گرفتهاند، از خدا میخواهندکه منزلت و قدرشان آن روز معلوم گردد. به آنان خطاب میشود: برگردید وبنگرید، هرکس به خاطر محبت فاطمه(ع) شما را دوست داشته، یا به شماطعام و لباس داده و آب نوشانده، یا از آبروی شما دفاع کرده، دست او رابگیرید و وارد بهشتسازید. (101) این نیز نشان دهنده ارزش این محبت واثربخشی آن در قیامت است. 8- تعظیم و تکریم و تعریف جوانان، به خاطر حالت الگوگیری از مربیان، حتی از حالات و رفتار آنانهم سرمشق میگیرند و نکته میآموزند. حالات و حرکات معلم و مربی بهصورت «آموزش غیرمستقیم» در شاگردان اثر میگذارد. مقام معظمرهبری آیةالله خامنهای در دیدار با معلمان فرمود: «عزیزان من! معلمان و معلمات عزیز! شماها در سر کلاس، نه فقطدرسی که میدهید، بلکه نگاهی که میکنید، اشارهای که میکنید، لبخندی که میزنید، اخمی که میکنید، حرکتی که انجام میدهید،لباسی که میپوشید، بر روی دانش آموز اثر میگذارد. ما به خودمان کهمراجعه میکنیم، عمیقترین احساسات و عواطف و حالات خودمان را اگرریشهیابی کنیم، در انتهای خط یک معلم را مشاهده میکنیم. معلماست که ما را میتواند شجاع یا جبان، بخشنده یا بخیل، فداکار یاخودپرست، اهل علم و طالب علم و فهم و فرهنگ، یا منجمد و بسته وپایبند به تفکرات جامد بار بیاورد. معلم است که میتواند ما را متدین،باتقوا، پاکدامن، یا خدای ناکرده بیبند و بار، بار بیاورد. معلم چنیننقشی دارد. این ارزش معلم است، این تاثیر معلم است». (102) . نحوه برخورد اولیاء، معلمان و مربیان با اهل بیت(ع) در حضورفرزندان و جوانان، به آنان هم یاد میدهد. نام ائمه(ع) را با تکریم و احترامیاد کردن، همراه اسمشان درود و صلوات فرستادن، به احترام نام امام زمان«عج» برخاستن و دستبر سر نهادن، روز میلاد ائمه(ع) را جشن گرفتن وبزرگ داشتن، روز وفاتشان حریم نگهداشتن و حرفهای خندهدار وبرخوردهای شاد نداشتن، در غم و اندوهشان حالت غم داشتن، تاثیرگذاراست. در اینگونه مسائل، کوچکترها به بزرگترها نگاه میکنند. این حالت،خصلتشیعه است: «شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا، یفرحون لفرحنا و یحزنونلحزننا». شیعیان ما از اضافه سرشت ما آفریده شدهاند. با شادی ما شد میشوندو برای اندوه ما اندوهگین میشوند. حتی کیفیت نام بردن و لحن ما در این مساله، مؤثر است. یک وقتمیگوییم: «امام رضا گفت» و یک وقت میگوییم، «حضرت امام رضاعلیه السلامفرمودند». این دو با هم خیلی فرق دارد. اگر هنگام شنیدن نام پیامبر(ص) یا یکی از معصومین(ع) ، زیر لب صلوات بر آنها بفرستیم، این هم نوعیتکریم است و در دیگران تاثیرگذار. اگر بزرگترها، معلمان، مربیان، با شوقو ابتهاج و اظهار شیفتگی از ائمه حرف بزنند و از اهلبیت و محبت آنانسخن و داستان بگویند، مؤثر است. گوینده و تبلیغکننده باید عقیدهاشهم همان باشد که میگوید و با عقیده و باور و شوق و علاقه حرف بزند. اینحالتبه شنوندگان و مخاطبان هم منتقل میشود. انتقال حس و حالت ازگوینده به شنونده و تماشاگر بدیهی است. در احادیث مکرر، آمده است که هنگام شنیدن نام محمد(ص) بر او درودبفرستید. خود امامان نیز اینگونه عمل میکردند و با شوق و احترام از اهلبیتیاد میکردند و این احساس به مخاطبین هم منتقل میشد. وقتی«دعبل»، شاعر اهل بیت، قصیده معروف خویش را برای امام رضا(ع) درخراسان خواند، چون به آنجا رسید که از امام زمان(عج) و ظهور و قیام او درآینده یاد میکند، حضرت دستبر سر گذاشت و به نشان تواضع در برابرنام مهدی(عج) ، ایستاد و برای فرج آن حضرت دعا کرد. (103) . امامان، نسبتبه نام حضرت رسول و حضرت فاطمه، با احترام وتقدیس یاد میکردند. رسول خدا(ص) دست فاطمه زهرا(ع) را میبوسید،به احترام او برمیخاست، او را در جای خودش مینشاند، بر دستان و دهاناو بوسه میزد و بارها میفرمود: پدرت به فدایت، پدر و مادرم به فدایت. (106) . امام کاظم(ع) فرمود: در خانهای که نام محمد، احمد، علی، حسن،حسین، فاطمه باشد، فقر وارد نمیشود. (107) . سکونی در دیدار با امام صادق(ع) وقتی به آن حضرت خبر داد کهخداوند به او دختری عطا کرده است، حضرت پرسید: او را چه نامیدهای؟گفت: فاطمه. امام فرمود: آه، آه. سپس دستبر پیشانی خویش نهاد...آنگاه به او توصیه کرد: حال که نامش را فاطمه نهادهای، به او ناسزا مگو و اورا مزن. (108) . نامگذاری فرزندان به نامهای خاندان پیامبر و توجه دادن به آثار وبرکات دنیوی و ثواب اخروی این نامها و توصیه اهل بیتبه اینگونهنامگذاری و نقشی که این نامها در شکل دادن به شخصیت فرزندان دارد،در ایجاد این رابطه و محبت مؤثر است. (109) .
در سالهای اخیر نسبتبه برخی از مناسبتها مثلا ایام فاطمیه یا روززن، در مورد حضرت فاطمه(ع) بیش از گذشته، کار فرهنگی و تبلیغی وگرامیداشت انجام شده است، یا نسبتبه امام زمان(عج). این است کهمیبینیم به همین تناسب، محبتحضرت فاطمه(ع) و حضرتمهدی«عج» و گرایش به این دو نسبتبه گذشته بیشتر شده است،بخصوص در میان جوانان. گرایش به عزاداری برای امام حسینعلیه السلام و شورروزافزون ایام عاشورا نیز ریشه در همین تکریمها و ترویجها دارد. برخوردامام راحل و مقام معظم رهبری با این مساله، مایه پرشوری این تعظیمشعائر در میان مردم و جوانان شده است. کسانی که به هر نحو و جهتی مورد توجه افراد و بویژه جوانان درجامعهاند و حرفها، طرفداریها، موضعگیریها و یادکردنهایشان برایدیگران الگوست و افراد را به سمت و سویی خاص سوق میدهد، اگر ازاهلبیت، یاد کنند و با شور و شوقی و احترام و تعظیمی نام ببرند در دیگرانتاثیر میگذارد. مثلا آنکه یک چهره علمی، سیاسی، ادبی، عرفانی، هنری،ورزشی و... است و مورد توجه عامه و جوانان است، وقتی از دین، نماز،شهید، اسلام، قرآن، اهلبیتیاد کند و با احترام برخورد کند، در افرادی کهبه این الگوها و چهرهها دل بستهاند و دنبالهرو اینهایند، محبت ایجادمیکند. همچنان که در بعد منفی هم اثر منفی دارد. اگر چهرههای یادشده، مثلا از یک شخص، از یک جنس و کالا، از یک مکتب و مرام، از یکسنت و مراسم، از غرب و اروپا، از فلان کتاب و فلان شاعر و فلان برنامهتلویزیونی و فیلم سینمایی و... تعریف کنند یا خود را طرفدار آن جلوهدهند، در بعد تبلیغی و گرایش به سوی آنها مؤثر است. پس باید از اینجنبه و حس تقلیدپذیری کودکان و نوجوانان که به دهان و رفتار دیگراننگاه میکنند و الگو میگیرند، در مسیر اهلبیتعلیهم السلام استفاده مثبت کرد و ازحالت «همانند سازی» که در بحث الگوها مطرح است، برای جذب آنان بهمعصومین و اهلبیت، بهره گرفت. مثلا دیدن عکس امام امت در حال بوسیدن حرم و ضریح، ایجاد محبت به صاحب حرم میکند، چون عمل امام برای دیگران الگو وتاثیرگذار است. یا ذکر این نکته که علامه طباطبایی روزه خود را با بوسه زدن بر ضریححضرت معصومه(ع) افطار میکرد، و وقتی تابستانها به مشهد مشرفمیشد، وقتی از او تقاضا میکردند در اطراف مشهد، جای خوش آب وهواتری اقامت ک | ||