تبليغاتX
اولين وب لاگ من

          بکوش عظمت در نگاهت باشد  

 

                                                                                                                                           نه آنچه بدان می نگری                

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 14:36  توسط ف. قناعت پيشه  | 

چند کتاب پيرامون مهرورزی و محبت خدمتتان معرفی ميگردد.

 رديف

 نام کتاب

 نام مولف

۱

 راه محبت 

کيومرث فلاحی نژاد 

 ۲

 محبت امام عصر(عج)

حسين حسين 

 ۳

آئينه محبت با کودکان ... 

حيد تهرانی 

 ۴

فلسفه شهادت يا رمز محبت 

محمد هادی شيخ الاسلامی 

 ۵

آئين مهرورزی 

محمد رضا کاشفی 

 ۶

معجزه محبت 

حسين حسينی 

 ۷

تصوير محبت 

مير شمس الدين فقير 

 ۸

راز محبت 

معصومه طالبان 

 ۹

 بازبان محبت

محمد رضا اصلانی 

۱۰

در بهار محبت

علاء الدين حجازی

۱۱

شهيد محبت

حسين باقری

۱۲

راز محبت

 

۱۳

گستره محبت

 نسرين قيصری

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:57  توسط ف. قناعت پيشه  | 

مهرورزی در سيره امام موسی کاظم(ع):

امام كاظم (ع) مي فرمايد :
مهرورزي و دوستي با مردم ، نصف عقل است . 

 از آنجا كه امام كاظم (ع) در يكي از سخت ترين دورانهاي مبارزه و دشوارترين اوقات تقيه و پنهانكاري مي زيسته است، ثبت ماجراها و داستانهاي ايشان و گذر از حصار ممنوعيتهاي رژيم حاكم و رسيدن به نسلهاي بعدي در حد خود يك معجزه به حساب مي آيد. بر ماست كه بر اين داستانهائي كه به دست ما رسيده استدلال كنيم اگر چه مي دانيم آنچه به دست ما رسيده قطره اي از معجزات و داستانهاي شگفت انگيز آن حضرت مي باشد.

 عبادت و زهد امام

يكي از برجسته ترين نشانه هاي رهبران مكتبي، زهد و پارسايي و عبادت در درگاه خداست. روزگاري كه امام كاظم (ع) در آن مي زيست به " قرن طلايي" معروف بود. در آن هنگام كاخهاي فرمانروايان عباسي آكنده از ثروتهاي هنگفت و شاهد برپايي جشنهاي پرخرج و هزينه بود. برخي از اين صحنه ها را مي توان در كتاب داستانهاي هزار و يك شب خواند. در چنين روزگاري ابراهيم بن عبدالحميد مي گويد:

" به خانه امام كاظم (ع) رفتم. او به نماز ايستاده بود. در خانه اش چيزي نبود مگر منسوجي از برگهاي درخت خرما( يا جامه اي بسيار خشن) و شمشيري آويخته و يك قرآن.آن حضرت از شدت فروتني و تواضع در برابر خداوند و عبادت به درگاه او پياده به زيارت خانه خدا مي رفت و اگر مسافت 400 كيلومتري ميان مكه و مدينه و طبيعت صحراي عربستان را در نظر بگيريم آنگاه به نهايت تحمل و بردباري امام كاظم (ع) در برخورد با دشواريها در راه خداوند، پي خواهيم برد. "
علي بن جعفر گويد: با برادرم موسي بن جعفر و اهل و عيالش 4 بار پياده به حج رفتيم. يك بار آن حضرت در مدت 26 روز و بار ديگر 25 روز و سومين بار 24 روز و مرتبه چهارم 21 روز مسافت ميان مدينه و مكه را پياده طي كرد.
درباره علاقه وافر آن حضرت به نماز كه نور چشم مؤمنان و ساعت ديدار دو دوست با يكديگر است، حديث زير چنين مي گويد:
" روايت شده است كه امام موسي بن جعفر (ع) نافله هاي شب را به جاي مي آورد و آنها را به نماز صبح متصل مي كرد و آنگاه تا طلوع آفتاب به تعقيبات مي پرداخت و سپس به سجده مي افتاد و تا نزديك زوال سر از سجده و ستايش خداوند بر نمي داشت. بسيار دعا مي كرد و پيوسته مي فرمود:
" اللهم اني اسألك الراحة عند الموت، و العفو عند الحساب". يكي ديگر از دعاهاي ايشان اين بود كه مي گفت:" عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك".
از ترس خدا بسيار مي گريست تا آنجا كه محاسنش از اشك خيس مي شد. بيشتر از ديگر مردمان صله رحم به جاي مي آورد و فقراي مدينه را مورد تفقد قرار مي داد.
درباره نحوه قرائت قرآن آن بزرگوار، حفص روايت كرده است كه : كسي را بر خويش بيمناك تر از موسي بن جعفر(ع) و اميدوارتر از او به مردم نديدم ، به حزن قرآن مي خواند و چنان تلاوت مي كرد كه گويي انساني را مخاطب قرار داده است.

بخشش و كرم امام

با توكل بر خدا و يقين به او، پاداش نيكوكاران در پيشگاه الهي فزوني مي گيرد. اعتماد به اينكه خداوند روزي ده و نيرومند است، به مومن غنائي مي بخشد كه از فقر و تنگدستي نمي هراسد. امامان ما نمونه هائي والا در بخشش و كرم هستند. امام موسي بن جعفر (ع) با وجود سختي شرايط و اوضاعي كه در آن مي زيسته ، در جود و كرم شهره آفاق بوده است.

در اين باره از محمد بن عبدالله بكري روايت شده است كه گفت:

در طلب وامي به مدينه در آمدم . اما( به مقصود خود نرسيدم) خسته شدم و با خود گفتم: اي كاش نزد ابوالحسن (ع) بروم و حال خود را براي او بازگو كنم. از اين رو به مزرعه آن حضرت رفتم و خدمت او رسيدم. آن حضرت به همراه غلامش به سوي من آمد همراه غلام ظرفي بود و جز آن چيز ديگري نداشتند ، امام مشغول خوردن شد و من نيز خوردم. سپس از حاجتم پرسيد و من ماجراي خود را براي او بازگفتم. پس آن حضرت به درون رفت و اندكي نگذشت كه به سوي من برون آمد و به غلامش گفت: برو. سپس دست خود را به طرف من دراز كرد و كيسه اي كه در آن 300 دينار بود، به من داد. آنگاه برخاست و رفت ، من نيز بر مركب خويش سوار شده بازگشتم.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:38  توسط ف. قناعت پيشه  | 

پیش گفتار:

          به گواهی تجربه و تاریخ، آنان که وابستگی‏های عاطفی و قلبی به دین‏و مظاهر مکتب و مذهب داشته‏اند و علاقه‏مندان اهل‏بیت‏علیهم السلام و پای‏بندان‏به سنن مذهبی و شعائر دینی، کمتر در معرض انحراف، گناه، مفاسد وآلودگیهای اخلاقی بوده‏اند، یا دیرتر به مفاسد و بدیها کشیده شده‏اند.

عواطف پاک و مقدس نسبت‏به معصومین و خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله عامل‏ثبات قدم بیشتر در راه دینداری است و عشق و محبت‏به اهل‏بیت‏علیهم السلام، تاحد زیادی بیمه‏کننده افراد در برابر گناه و فساد است، به شرط آنکه این‏محبت و دوستی، عمیق، ریشه‏دار و از روی بصیرت و معرفت‏باشد و باهدایت صحیح، انسان را در مسیر عمل قرار دهد. از سوی دیگر جوانان و نوجوانان اگر پایه‏های اعتقادی استوار وتربیت‏های دینی درست نداشته باشند، آسیب‏پذیرترین قشر جامعه درمقابل امواج گناه و فساد اخلاقی و اجتماعی به شمار می‏آیند. دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی نیز، برنامه و بودجه برای «تهاجم‏فرهنگی‏» اختصاص داده‏اند و با همه امکانات و ابزار و شیوه‏ها در پی جداساختن جوانان جامعه از جریان مقدس اسلام و انقلاب در میهن اسلامی‏ما و در سطح جهانند. امروز دیگر تردید در فعالیت‏های برنامه‏ریزی شده دشمن برای هجوم‏به فرهنگ دینی و ارزش‏های اخلاقی و انقلابی ما، نشانه بی‏خبری وغفلت و سادگی است. معرفی الگوهای ناسالم به جوانان و کشاندن آنان به‏وادی عشقهای سرراهی و نمونه‏های مبتذل و اشباع گناه‏آلود و انحرافی‏این نیاز و خلا روحی، یکی از همین دامها و برنامه‏هاست. با این حساب، برای صیانت جوانان عزیز از این آفتها و توطئه‏ها، ازسنین کودکی و نوجوانی باید برنامه داشت و هوشیارانه و دقیق، در جهت‏تغذیه فکری و روحی و عاطفی و هدایت آنان در بستر «صراط مستقیم‏» وبر اساس «قرآن و عترت‏» تلاش کرد. ایجاد محبت اهل بیت‏علیهم السلام در دل کودکان و نوجوانان و گره زدن اندیشه‏و عاطفه و محبت آنان با این خاندان پاک و نمونه، می‏تواند یکی از این‏شیوه‏ها و برنامه‏ها به شمار آید. برای آنان که در پی «مهرورزی‏» ودل‏باختن و محبوب گزیدن و دوست داشتن‏اند، اهل‏بیت پیامبر، بهترین وبرترین محبوب و معشوق‏اند و عشق به این خاندان، ارزنده‏ترین وماندگارترین عشقهاست.

به قول شاعر صاحبدل شیراز: سعدی، اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد (1) ولی... چگونه و با چه روشی می‏توان نسل امروز را محب و دوستداراهل‏بیت‏بار آورد و بذر و نهال این «عشق مقدس و برتر» را در مزرعه روح وجانشان کاشت؟ پدران، مادران، اولیا و مربیان، نویسندگان و هنرمندان، برنامه‏سازان‏صدا و سیما، نهادهای فرهنگی و هنری، سیاستگذاران مراکز تبلیغی وتربیتی و همه کسانی که به نحوی در شکل دادن به شخصیت کودکان ونوجوانان، مؤثر و سهیم‏اند; در این مورد، هم مسؤولند، هم در پی یافتن‏راهها و شیوه‏های عملی و کاربردی برای «ایجاد محبت اهل بیت‏» و«تربیت دینی‏» در دل و اندیشه نسل معاصرند.

جایگاه محبت در دین گرچه استفاده از قدرت، می‏تواند ما را به هدف برساند، ولی بهره‏گیری‏از «محبت‏» و «عشق‏» و ایجاد جاذبه و کشش قلبی، اهرمی قوی‏تر است وانگیزه‏های ماندگارتری ایجاد می‏کند.

در روایات نیز آمده است: «محبت ودوست داشتن برتر از ترس و بیم است.» (2) . نوع رابطه ما با اهل بیت‏علیهم السلام، بر چه مبنایی است و بر چه مبنایی بایدباشد؟ آیا مثل رابطه ملت و حاکم و مردم و رهبر است؟ یا رابطه علمی میان شاگرد و استاد؟ یا رابطه «محبت‏» و «مودت‏» و پیوند قلبی و درونی است، که هم‏کارسازتر، و هم بادوام تر و ریشه‏دارتر است؟

خلل‏پذیر بود هر بنا که می‏بینی مگر بنای محبت که خالی از خلل است قرآن کریم روی این رابطه تاکید دارد و «مودت اهل بیت‏علیهم السلام‏» را اجر رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله معرفی می‏کند: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی‏» (3) . بگو: من بر انجام رسالت، از شما مزدی نمی‏خواهم، مگر دوستی ومحبت درباره نزدیکانم. در روایات متعددی «مودة فی القربی‏» به محبت و مودت اهل بیت وخاندان پیامبر تفسیر شده است.

بالاترین محبت هم محبتی است که خدابه آن سفارش کرده باشد و صاحبان این محبت را نیز دوست ‏بدارد. در روایات هم، مودت و ولایت، به عنوان یک «فرض الهی‏» و ملاک‏ قبول اعمال و عبادات به حساب آمده است. (4) .

تولای شما فرض خدایی است قبول و رد آن مرز جدایی است هر آن کس را که در دین رسول است ولایت، مهر و امضای قبول است دیانت‏بی شما کامل نگردد بجز با عشقتان دل، دل نگردد (5) اهل سنت هم طبق احادیثشان این نکته را قبول دارند و در شعرشافعی چنین آمده است: یا اهل بیت رسول الله حبکم فرض من الله فی القرآن انزله کفاکم من عظیم القدر انکم من لم یصل علیکم لا صلاة له (6) ای خاندان پیامبر خدا! حب شما فریضه‏ای است‏خدایی که خداوند درقرآن آورده است، برای افتخار بزرگ شما همین بس که هر کس (در نماز)بر شما صلوات و درود نفرستد، نمازش درست نیست و نماز ندارد.

از آنجا که این پیوند درونی، هم بیمه کننده دوستدار اهل بیت در مقابل‏انحرافها و لغزشهاست، هم هدایتگر امت‏به سرچشمه زلال دین است، رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است که )مردم را دوستدار اهل بیت‏بار آورید و برمبنای این محبت، تربیت کنید( «ادبوا اولادکم علی حبی و حب اهل بیتی والقرآن‏». (7) . فرزندانتان را با محبت من و محبت‏خاندان من و محبت قرآن تربیت وتادیب کنید.

امام صادق‏علیه السلام نیز فرموده است: «رحم الله عبدا حببنا الی الناس ولم یبغضنا الیهم‏». (8) . خدا رحمت کند کسی را که ما را محبوب مردم سازد و ما را در نظر مردم‏ مبغوض و منفور نسازد.

نیز از سخنان آن حضرت در توصیه به شیعه است: «احبونا الی الناس و لا تبغضونا الیهم، جروا الینا کل مودة‏وادفعوا عنا کل قبیح‏». (9) . ما را در نظر مردم محبوب سازید و در نظرشان ما را منفور نگردانید، هرمودت و دوستی را به طرف ما بکشید و هر زشتی را از ما دور سازید. هر چه محبت و دلباختگی و ارتباط قلبی بیشتر باشد، تبعیت وهمرنگی و همراهی و همدلی هم بیشتر خواهد شد.

نقش عشق و محبت‏در ایجاد همسانی و همفکری و همراهی و هم‏سویی بسیار عظیم است ومردم پیوسته از چهره‏های محبوبشان الگو و سرمشق می‏گیرند. ایمان‏عاطفی به رهبری ،حتی در اطاعت‏سیاسی و اجتماعی هم تاثیر ‏گذاشته وزمینه‏ساز تبعیتی عاشقانه می‏شود، نه صرفا تشکیلاتی و رسمی.

از این رو، ارتباط شیعه با اهل بیت را علاوه بر جنبه‏های اعتقادی برمبنای علمی و احادیث و منابع دینی، باید عاطفی و روحی و احساسی قرارداد و «آگاهی عقلی‏» را با «عاطفه قلبی‏» در هم آمیخت و عقل و عشق رابا هم پیوند زد. همچنانکه در آموزش هم، اگر معلم، بیش از رابطه علمی،رابطه قلبی و زمزمه محبت و مودت باشد «جمعه به مکتب آورد طفل‏گریزپای را»، در ارتباطهای ولایی با ائمه نیز دل، قلمرو فرمانروایی آنان‏می‏گردد. در این صورت، میان «شناخت‏»، «عشق‏» و «پیروی‏»، رابطه‏ای‏مستحکم پدید می‏آید و «معرفت‏»، محبت می‏آورد و محبت، «ولایت وتبعیت‏».

در حدیثی رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله به این سه عنصر و نقش آن در سعادت‏انسان اشاره فرموده است: «معرفة آل محمد برائة من‏النار و حب آل محمد جواز علی‏الصراط والولایة لآل محمد امان من العذاب‏». (10) . معرفت و شناخت آل محمد، برائت و نجات از دوزخ است و «محبت‏» آل‏محمد، جواز عبور از صراط است و «ولایت‏» نسبت‏به آل محمد، امان ازعذاب است.

این رابطه را می‏توان چنین ترسیم کرد: معرفت، محبت، اطاعت. در حدیث امام صادق‏علیه السلام نیز آمده است: «الحب فرع المعرفة‏». (11) . محبت، فرع و شاخه شناخت است. در سیره پیامبر اکرم نیز آمده است که هر کس با او از روی معرفت وشناخت، رفاقت و نشست و برخاست می‏کرد، محبت او در دلش می‏افتاد. (12) . این نشان‏دهنده تاثیر معرفت در پیدایش محبت است.

ایجاد محبت و عشق را باید از مراحل ساده و بسیط و عاطفی شروع ‏کرد و در مراحل بعدی با بصیرت و شناخت‏بیشتر، آن را تعمیق داد، تا آنجاکه «حب‏»، جزء سرشت انسان گردد و «محبت اهل بیت‏»، جزء دین ‏مسلمان و شیعه درآید، امام صادق‏علیه السلام فرمود: «هل الدین الاالحب‏»؟ (13) آیادین جز محبت است؟

امام محمد باقر(ع) فرمود: «الدین هوالحب والحب هوالدین‏». (14) . دین همان محبت است و محبت همان دین است. روشن است که محبت راستین به عمل و تبعیت هم می‏انجامد و ازعصیان و تخلف دور می‏سازد. (15) .

برای این کار، باید زمینه‏های روحی و آمادگی‏های قبلی افراد را در نظرگرفت، وگرنه محبت اهل بیت‏به دلهای غیر مستعد و غیر آماده‏نمی‏چسبد، آنچنان که کاشی به دیوار کاهگلی نمی‏چسبد. گاهی هم بایدموانع را زدود، همچنانکه در لحیم‏کاری، ابتدا با سنباده و مواد دیگر،چربیها، آلودگیها و جرمها را از محل می‏زدایند، تا لحیم، بچسبد و جوش‏بخورد.

حقوق اهل بیت (ع) و وظایف ما غیر از مودت اهل بیت که در قرآن هم آمده است، در روایات فراوانی‏حقوق آنان بر عهده ما و وظیفه ما در برابر اهل بیت‏بیان شده است و ابواب‏متعددی از احادیث درباره ولایت، محبت، مودت و نصرت اهل‏بیت وجوددارد (16)

فهرستی از آن حقوق و وظایف، چنین است:

1 - مودت و محبت. در زیارت جامعه است: «بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة و لکم المودة الواجبة‏». به سبب ولایت‏شما طاعت واجب پذیرفته می‏شود و «مودت واجب‏»برای شماست. پیامبر خدا (ص)در حدیثی مفصل، خطاب به سلمان و ابوذر و مقداد فرموده است: «ان مودة اهل بیتی مفروضة واجبة علی کل مؤمن ومؤمنة...» (17) . مودت اهل بیت من بر هر مرد و زن با ایمان، فرض و واجب است. امام علی‏(ع) فرمود: «علیکم بحب آل نبیکم فانه حق الله علیکم‏» (18) . بر شما باد محبت دودمان پیامبرتان، که این حق خدا بر گردن شماست.

 2 - تمسک و چنگ زدن به آستان آنان. پیامبر خدا(ص) فرمود: «من تمسک بعترتی من بعدی کان من‏الفائزین‏». (19) . هر کس پس از من به خاندانم چنگ بزند و تمسک جوید، از رستگاران‏خواهد بود.

 3 - ولایت و پذیرش رهبری آنان. علی‏(ع) فرمود: «لنا علی الناس حق الطاعة والولایة‏». (20) . برای ما بر عهده مردم حق اطاعت و ولایت است.

 4 - مقدم داشتن آنان بر دیگران. رسول خدا(ص) فرمود: «اهل بیتی نجوم لاهل الارض، فلا تتقدموهم و قدموهم فهم‏الولاة بعدی‏» (21) . خاندان من ستارگانی برای اهل زمین‏اند، پس از آنان جلو نیفتید، بلکه‏آنان را جلو اندازید، که آنان پس از من والیان‏اند.

 5 - اقتدا به آنان در امور دین و دنیا. «اهل بیتی یفرقون بین الحق والباطل و هم الائمة الذین یقتدی‏بهم‏». (22) . اهل بیت من میان حق و باطل را جدا می‏کنند و آنان پیشوایانی هستندکه باید به آنان اقتدا کرد.

 6 - اکرام و احترام نسبت‏به آنان. «ایها الناس! عظموا اهل بیتی فی حیاتی و من بعدی واکرموهم و فضلوهم‏». (23) . ای مردم، اهل بیت مرا بزرگ بدارید، چه در حال حیاتشان چه پس ازمن و آنان را احترام و اکرام کنید و آنان را بر دیگران برتری دهید.

 7 - ادای خمس اموال و درآمدها. آیه 41 انفال،( خمس را برای خدا و رسول و ذی القربی و...) می‏داند.

 8 - نیکی کردن و پیوند داشتن با آنان و ذریه ایشان. امام صادق‏(ع) مي فرمايد : «من لم یقدر علی صلتنا فلیصل صالحی موالینا یکتب له‏ثواب صلتنا». (24) . هر کس نتواند با ما صله و پیوند و نیکی داشته باشد با دوستان صالح ماپیوند داشته باشد، تا برای او پاداش ارتباط با ما و نیکی به ما نوشته‏شود.

 9 - صلوات و درود فرستادن بر آنان. پیامبر خدا(ص) فرمود: «من صلی صلوة لم یصل فیها علی ولا علی اهل بیتی لم تقبل‏منه‏». (25) . هرکس نمازی بخواند که در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد،نمازش از او پذیرفته نیست.

 10 - یاد کردن آنان و فضایلشان. امام صادق‏(ع )فرمود: «خیر الناس من بعدنا من ذاکر امرنا و دعا الی ذکرنا». (26) . بهترین مردم پس از ما کسی است که کار و فرهنگ ما را یاد کند و مردم‏را به یاد ما فراخواند. امام محمد باقر(ع )فرمود: «ان ذکرنا من ذکر الله و ذکر عدونا من ذکر الشیطان‏». (27) . یادکرد ما از یاد خداست و یاد دشمن ما، از یاد دشمن است.

 11 - ذکر مصائب و مظلومیت آنان. امام محمد صادق‏(ع): «ان تلک المجالس احبها فاحیوا امرنا، انه من ذکرنا او ذکرناعنده فخرج من عینیه مثل جناح الذباب غفرالله له ذنوبه‏». (28) . این مجالس را دوست می‏دارم، پس امر و فکر ما را زنده بدارید، هماناکسی که از ما یاد کند یا ما نزد او یاد شویم و از چشمانش به اندازه بال‏مگسی اشک آید، گناهانش آمرزیده می‏شود.

 12 - رفتن به زیارت قبور مطهرشان. امام رضا(ع )فرمود: «ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام‏الوفاء بالعهد زیارة قبورهم‏». (29) . برای هر امامی عهد و پیمانی بر گردن دوستان و پیروان اوست و ازنشانه‏های وفای کامل به این عهد و پیمان، زیارت قبر امامان است. نقش اجتماعی و تربیتی زیارت، آن‏قدر بسیار است که نشانه کمال حج‏و زیارت خانه خدا به‏شمار رفته است و احادیث فراوانی به زیارت اهل‏بیت وامامان معصوم، چه در حال حیاتشان و چه پس از وفات، سفارش کرده‏است. (30) .

امام محمد باقر(ع )فرمود: همانا مردم فرمان یافته‏اند که سراغ این سنگها(ی‏کعبه) آمده، آنها را طواف کنند، سپس نزد ما آیند و ولایت و همبستگی‏ خویش را به ما خبر دهند و یاری خود را بر ما عرضه کنند. (31) . این بعد اجتماعی و سیاسی حج را در زمینه «پیوند یاری‏» و «ارتباط‏» با امامان حق نشان می‏دهد. پاداشهای عظیمی که برای زیارت‏روایت‏ شده، بویژه زیارت کربلا و خراسان، زیارت اربعین و عاشورا، زیارت‏از دور و نزدیک، نشان اهمیت مساله است.

زیارت، علاوه بر آنکه تکلیف مانسبت‏به امامان است، نقش محبت‏آفرینی هم دارد (بعدا اشاره خواهدشد). رسول خدا (ص ) فرمود: «الزیارة تنبت المودة‏». (32) . زیارت و دیدار، مودت و دوستی به بار می‏آورد. راههای ایجاد محبت نشناخته را محرم هر راز مکن قفل دل خود بر همه کس باز مکن در قلک دل برای آینده خویش جز عشق خدا و دین پس‏انداز مکن

دوران پیش از کودکی آنچه در ساختن شخصیت‏یک انسان مؤثر است، خیلی پیشتر ازمدرسه و جامعه آغاز می‏شود و به مساله تغذیه، شیر مادر، روحیات والدین،شرایط ایام بارداری، انعقاد نطفه و... هم مربوط می‏شود و موضوع وراثت‏نیز، در جای خود مهم است. اهل معرفت و انسانهای دقیق و ارزشی، در به وجود آوردن نسلی پاک،نجیب، باایمان و اهل صلاح و فلاح، به این نکات و ریزه‏کاریها هم توجه‏می‏کنند.

در زندگی‏نامه بسیاری از بزرگان دین یا شهیدان اسلام می‏خوانیم ومی‏شنویم که مادرانشان آنان را با وضو شیر داده‏اند، ایام بارداری وشیردادن، مواظب حالات روحی خود، غذای حلالی که می‏خورده‏اند،مجالسی که شرکت می‏کرده‏اند، کتابهایی که می‏خوانده‏اند و... بوده‏اند. این‏مراقبت‏ها در روحیه و خصلت‏های کودک تاثیر می‏گذارد.

اینکه مادر در ایام‏بارداری یا هنگام شیر دادن، چه صداها و نوارهایی بشنود (ترانه یا تلاوت‏قرآن یا نوحه و مداحی و...) و چه تصاویر و فیلمهایی ببیند، در چه جلساتی‏شرکت کند، با چه کسانی معاشرت داشته باشد، در تکوین شخصیت‏معنوی فرزند بی‏اثر نیست. برخی از سفره امام حسین‏علیه السلام و اطعام ایام‏عاشورا و غذاهای نذری، به قصد تبرک استفاده می‏کنند. این ایمانها وعقیده‏ها به نوزادهم منتقل می‏شود.

آنچه در آداب و سنن اسلامی در مورد کودکان و نوزادان است (از قبیل:از خداوند فرزند صالح خواستن، دایه صالح گرفتن برای شیر دادن، توجه به‏انتقال اخلاق دایه به فرزند، کام نوزاد را با آب فرات و تربت کربلا برداشتن، هنگام تولد و نامگذاری در گوش او اذان و اقامه گفتن، نام نیک بر او نهادن،از نام ائمه بر فرزندان گذاشتن، یاد دادن قرآن و حدیث اهل بیت‏به‏فرزندان و آموختن نماز و واداشتن به روزه و... ) همه نشان دهنده تاثیراینگونه امور در خلق و خوی کودکان است.

ازامام علی‏ (ع )روایت است که فرمود: من از خدای خود فرزندانی زیباروی وخوش قامت نطلبیدم، بلکه از پروردگارم خواستم فرزندانی به من عطا کندکه مطیع خدا و خائف از او باشند، تا هر گاه به آنان می‏نگرم که مطیع‏خدایند، چشمانم روشن گردد. (33) .

امام سجاد(ع )نیز در دعای مخصوص فرزندان، بیشتر نکته‏های‏معنوی و دینی و اخلاقی و صلاح و فلاح و تقوا و بصیرت و اطاعت‏خدا ومحبت اولیای الهی و دشمنی با دشمنان خدا می‏طلبد: «و اجعلهم ابرارا اتقیاء بصراء سامعین مطیعین لک ولاولیائک‏محبین مناصحین و لجمیع اعداءک معاندین و مبغضین‏». (34) .

پس دوران کودکی، فصل تربیت دینی و تربیت ولایی کودکان است ومحبت اهل بیت هم یکی از شاخه‏های همین «تربیت دینی‏» است. حضور ما در جلسات حسینی و اشک ریختن در سوگ اباعبدالله‏(ع )وشنیدن حرف و حدیث امامان و اهل بیت، در روح کودکی که در رحم یا درآغوش است، تاثیرگذار است. «... در حسینیه دلمان، مرغهای محبت‏سینه می‏زنند و اشکهای یتیم‏در خرابه چشم، بیقراری می‏کنند.

سینه ما تکیه‏ای قدیمی است،سیاهپوش با کتیبه درد و داغ. درب آن با کلید «یا حسین‏» باز می‏شود وزمین آن با اشک و مژگان، آب و جارو می‏شود. ما دلهای شکسته خود را وقف اباعبدالله‏(ع )کرده‏ایم و اشک خود را نذرکربلا، و این «وقف نامه‏» به امضای حسین‏(ع )رسیده است. این است که‏زیارت، ترجیع بند ایام سال ماست. صبحها وقتی سفره دعا و عزا گشوده می‏شود، دل روحمان گرسنه ‏عاطفه و تشنه عشق می‏شود.

ابتدا چند مشت «آب بیداری‏» به صورت‏جان می‏زنیم، تا «خواب غفلت‏» را بشکنیم. زیارتنامه را که می‏بینیم،چشممان آب می‏افتد. «السلام علیک‏» را که می‏شنویم، بوی خوش کربلابه مشاممان می‏رسد. توده‏های بغض در گلویمان متراکم می‏گردد و هوای‏دلمای ابری می‏شود و آسمان دیدگانمان بارانی. سر سفره ذکر مصیبت، قندان دهانمان را پر از حبه قندهای «یاحسین‏» می‏کنیم و نمکدان چشممان دانه دانه اشک بر صورتمان‏می‏پاشد. به دهان که می‏رسد، قند و نمک در کاممان می‏آمیزد و این‏محلول شور و شیرین، درمان عشق ماست و نمک‏ گیر سفره حسین‏(ع) ‏می‏شویم. این است که تا آخر عمر، دست و دل از حسین‏(ع )بر نمی‏داریم.آنگاه جرعه جرعه زیارت عاشورا می‏نوشیم و سر سفره توسل، «ولایت‏» رالقمه لقمه در دهان کودکانمان می‏گذاریم. غذای ما از عطای حسین‏(ع) است.

الحمدلله... در این خشکسالی دل‏و قحطی عشق، نم نم باران اشک، غنیمتی است که رواق آینه کاری شده‏چشمان ما را شستشو می‏دهد. خدایا ما را به چشمه کربلا و نهر علقمه ‏تشنه‏تر کن و معماراشک را برای آبادی دلهایمان بفرست. امروز بر سردر دلهای ما پرچمی نصب شده که بر آن نوشته است: «السلام علیک یا اباعبدالله‏».     (35) .

ریشه‏های حب اهل بیت، در دوران خردسالی و شیرخوارگی نیرومی‏گیرد و در جوانی و بزرگسالی میوه و برگ و بار می‏دهد. آری... این مرحله، به مراقبتها و رفتارهای والدین در دوران شیرخوارگی ونوزادی فرزندان مربوط می‏شود. اما... اینک ماییم و کودکان و نوجوانان موجود در جامعه و ضرورت واهمیت تربیت دینی آنان.

در اینکه چگونه می‏توان جوانان و نوجوانان را «محب آل محمد» ودوستدار اهل‏بیت‏(ع ) بارآورد، راههای مختلفی وجود دارد. برخی از این‏راهها جنبه ذهنی و تئوری دارد، یعنی طرح موضوعات و مباحثی که نتیجه‏آن ایجاد کشش و جذبه نسبت‏به خاندان پیامبر است.

عمدتا بیان فضایل‏و مناقب و مقامات و شرح حال و سیره اولیاء الهی، حتی ذکر شمایل واوصاف ظاهری آنان، از این بخش است. بعضی حتی از راه تصاویر وعکسهای منسوب به پیامبر و امامان، به آنان علاقه پیدا می‏کنند و تصویر،گذرگاه و معبری برای ورود به دنیای زیبا و دوست‏داشتنی اولیای دین‏می‏شود. برخی هم جنبه عملی و کاربردی است، یعنی اجرای برنامه‏ها یاتوجه به نکات اجرایی و کاربردی که نتیجه آن جای گرفتن محبت‏اهل‏بیت‏(ع )در دل کودکان و جوانان است و این کار، عمدتا از سوی پدران‏و مادران، اولیاء و مربیان، برنامه‏سازان، مسؤولان فرهنگی و تربیتی کشورو چهره‏های مورد توجه و علاقه نسل نوجوان در جامعه است.

اینک برخی از این راهها و شیوه‏ها را بر مي شمريم:

 2 - پیوند با آب فرات و خاک کربلا استفاده از نمادها و سمبلهایی که به نوعی ارتباط با اهل بیت دارد، این‏رابطه را تقویت می‏سازد. «عاشورا» برجسته‏ترین مظهر خط ولایت نسبت‏به این خاندان است.

 «شهادت‏» و «عطش‏» نیز دو جلوه مهم عاشورا است. «آب فرات‏» یادآور تشنگی امام و اهل بیت او و وفای عباس‏(ع )است و«تربت‏» سیدالشهدا، خاک آمیخته به خون «ثارالله‏» است و این دو،فرهنگ عاشورا و حب اهل بیت را با خود دارند. در تعالیم شیعه، از سنتهای مؤکد مذهبی، برداشتن کام نوزاد هنگام‏تولد، با تربت‏سیدالشهدا و آب فرات ست ‏یعنی (اندکی از این یا آن، به کام‏نوزاد مالیدن، یا در دهان او چکاندن). این کار، پیوند دادن نوزادان از همان بدو تولد با این خاندان وعاشوراست، ونشان عشق والدین به ایجاد این رابطه و تاثیرطبیعی این «آب و خاک‏» در سرشت و طینت و خلق و خوی فرزندان است. همچنان که طبق احادیث‏بسیار، خداوند در تربت‏سیدالشهدا «شفا» وخاصیت درمانی قرار داده است، (36) اثر ایجاد محبت و امنیت هم در این‏تربت و آن آب نهاده است.

پس، از راههای عملی، یکی هم عمل به این‏سنت دینی است. اثر ایجاد محبت در روایات مربوط به آن هم بیان شده‏است. امام محمدصادق‏(ع )فرمود: «حنکوا اولادکم بماء الفرات‏». (37) . کام نوزادان خود را با آب فرات بردارید. امام محمد صادق‏(ع )به سلیمان بن هارون بجلی فرمود: «ما اظن احدا یحنک بماء الفرات الا احبنا اهل البیت‏». (38) . گمان نمی‏کنم که کسی با آب فرات، کام نوزاد را بردارد مگر آنکه ماخاندان را دوست‏بدارد. آن حضرت، فرات را نهری بهشتی می‏داند که به خدا ایمان آورده است ‏و روزی یک قطره از بهشت در آن می‏چکد. و نیز فرمود: «من شرب من ماء الفرات وحنک به فهو محبنا اهل البیت‏». (39) . هر کس از آب فرات بنوشد، یا کام کودک را با آن بردارد، یقینا دوستدار ماخاندان خواهد بود.

امام علی‏(ع )فرمود: «ان اهل الکوفة لو حنکوا اولادهم بماء الفرات لکانوا شیعة‏لنا».   (40) . اگر کوفیان، اولاد خودرا باآب‏فرات، کام برداشته بودند، شیعه ما می‏شدند.

امام صادق‏(ع )فرمود: «ما احد یشرب من ماء الفرات و یحنک به اذا اولد الا احبنا،لان الفرات نهر مؤمن‏». (41) . هیچ کسی نیست که از آب فرات بنوشد، یا وقتی فرزند آورد، کام او را باآب فرات بردارد، مگر آنکه دوستدار ما شود، چرا که فرات، نهری‏مؤمن است. آن حضرت، در مورد کام برداشتن نوزادان با تربت‏سیدالشهدا هنگام‏تولد، چنین دستور داده است: «حنکوا اولادکم بتربة الحسین، فانها امان‏». (42) . فرزندان خود را با تربت‏حسین‏(ع) کام برگیرید، چرا که مایه ایمنی‏است.

البته در روایات، تاکید شده است که این بهره‏گیری درمانی از تربت،وقتی است که انسان به این نکته باور داشته باشد که خداوند در تربت آن‏حضرت، این نفع و خیر را قرار داده است. (43) . سنت آمیختن آب یا شربت‏به تربت‏سیدالشهدا و نوشیدن و نوشاندن‏آن به دیگران جهت درمان، زمان ائمه هم رواج داشته است. (44) امروز نیزمیان معتقدان و شیفتگان این مکتب، رایج است. (45) .

3- استفاده از علاقه به محبوبیت در جذب افراد، اظهار علاقه خیلی مؤثر است، بخصوص آن‏طرفی که انسان مورد علاقه او باشد اگر شخصیتی معروف، مهم و معتبرباشد، مورد رغبت‏بیشتری است. تا چه رسد به اینکه آن طرف، خدا وحضرت رسول‏ (ص )و ائمه اطهار(ع ) باشند. باید چنین القا کرد که رشته‏محبت و علقه ولایی با اهل‏بیت‏ (ع )موجب می‏شود انسان محبوب خدا ورسول خدا (ص )گردد و چه موهبتی بالاتر از این؟ طرح این مساله که‏ائمه‏ (ع )دوستدارانشان را دوست دارند، ایجاد محبت می‏کند.

روایت دراین زمینه بسیار است، از جمله این حدیث: شخصي به محضر امام علی‏ (ع )رسید و گفت: السلام علیک یاامیرالمؤمنین و رحمة‏الله و برکاته، کیف اصبحت؟ سلام (و رحمت وبرکات خدا) بر تو ای امیر مؤمنان. چگونه صبح کردی و چگونه‏ای؟ حضرت سر بلند کرد و پاسخ سلامش را گفت و فرمود:

«اصبحت محبا لمحبنا و مبغضا لمن یبغضنا» (46) . صبح کردم، در حالی که دوستدار دوستدارمان هستم و دشمن کسی که باما دشمنی دارد. طرح مساله حب متقابل و رضایت طرفینی میان خدا و بنده یاپیامبر (ص )و امت، کارساز است.

قرآن هم نمونه‏هایی دارد، همچون:«رضی الله عنهم و رضواعنه‏»، (47) «فسوف یاتی الله بقوم یحبهم ویحبونه‏». (48) که در مورد اهل ایمان و عمل صالح و متعهدان به دین و ثابت‏قدمان در راه خداست. با طرح این‏که خدا چه کسانی را دوست می‏دارد؟ و پاسخ این که محبان‏اهل بیت را، و نتیجه‏گیری این که پس محبوب خدا شدن هم در سایه‏مودت اهل‏بیت است، علاقه‏ها را به این خاندان می‏افزاید. هم دوست داشتن برگزیدگان افتخار است، هم محبوب آنان بودن‏ارزش است. در زیارت «امین‏الله‏»، در حرمهای ائمه معصومین از خداوندچنین درخواست می‏کنیم: «محبة لصفوة اولیاءک، محبوبة فی ارضک و سماءک‏». (49) خدایا! دل و جان مرا شیفته اولیای برگزیده‏ات قرار بده و مرا در زمین وآسمانت محبوب گردان دوستی با اهل‏بیت‏علیهم السلام انسان را با این خانواده همخون و همدل‏می‏سازد و عضو این خانواده الهی می‏گرداند. همچنان که سلمان فارسی رارسول خدا(ص) از این دودمان دانست و فرمود:

«سلمان منا اهل البیت‏» (50) «سلمان از ما خاندان است‏». چنین تعبیری را پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله درباره ابوذر غفاری هم فرموده است وامام صادق‏علیه السلام نیز درباره فضیل بن یسار (51) و یونس بن یعقوب (52) فرموده‏است که اینان از خاندان ما هستند.

این موهبت‏بزرگی است که انسان از خاندان پیامبر محسوب شود.محبت اهل‏بیت، چیزی است که این امتیاز را برای دوستدار می‏آورد. به‏این دو حدیث توجه کنید (که یکی محبت و دیگری تقوا و عمل صالح رازمینه‏ساز عضویت در مجموعه اهل‏بیت می‏داند):

امام باقر(ع): «من احبنا فهو منا اهل البیت‏» (53) «هر که ما را دوست‏بدارد ازا خاندان ما است‏».

امام صادق‏(ع): «من اتقی منکم و اصلح فهو منا اهل البیت‏». (54) «هر کس از شما که تقوا پیشه‏کند و در پی صلاح و اصلاح باشد، او از مااهل‏بیت است‏».

توجه به این نکته مهم است که محبت‏به تنهایی، بدون تقوا و صلاح واصلاح، چندان کارساز نیست و محبت واقعی به همان همسویی می‏کشد. 4- توجه به عنایت اهل بیت‏به شیعه پیروان و دوستداران اهل بیت‏علیهم السلام، مورد عنایت و توجه و تقدیر خاندان‏پیامبرند. توجه داشتن و توجه دادن به این عنایت و محبت و تکریم،محبت آنان را در دلها ایجاد می‏کند یا می‏افزاید. اهل بیت، هوادارانشان رادوست دارند، آنان را می‏شناسند، آنان را شاخ و برگ درختی می‏دانند که به‏خودشان مربوط می‏شود، در دنیا گرفتاری‏هایشان را حل می‏کنند، در آخرت‏از آنان شفاعت می‏کنند و محبان خویش را از یاد نمی‏برند.

در این زمینه احادیث فراوانی است که به چند نمونه اشاره می‏شود: 1

 - حذیفة بن اسید غفاری گوید: وقتی امام حس مجتبی‏(ع ) با معاویه‏صلح کرد و به مدینه برمی‏گشت همراهش بودم. پیش او یک بار شتر بودکه همواره همراه آن بود و جدا نمی‏شد. روزی گفتم: این بار چیست که از توجدا نمی‏شود؟ فرمود: می‏دانی چیست؟ گفتم: نه. فرمود: «دیوان‏» است. گفتم: دیوان ودفتر چیست؟ فرمود: دفتر شیعیان ماست، نامهایشان در آن است: «دیوان‏شیعتنا فیه اسماؤهم‏». (55) .

 2 - امام صادق(‏ع) به ابوبصیر فرمود: «... و عرفنا شیعتنا کعرفان الرجل اهل بیته‏». (56) . ما شیعیان خود را می‏شناسیم، همانگونه که یک فرد، خانواده خود رامی‏شناسد.

 3 - امام سجاد(ع) فرمود: ما هر کس را ببینیم، می‏شناسیم که مؤمن‏حقیقی است‏یا منافق. شیعیان ما ثبت‏شده‏اند و نامهایشان و نامهای‏پدرانشان معروف است، خدا از ما و از آنان پیمان گرفته است، هر جا که ماوارد شویم آنان نیز وارد می‏شوند: «ان شیعتنا لمکتوبون معروفون باسمائهم و اسماء آبائهم، اخذالله المیثاق علینا و علیهم، یردون مواردنا و یدخلون‏مداخلنا». (57) .

 4 - امام کاظم‏(ع) در مورد آیه «وممن هدینا و اجتبینا» (58) فرمود: «فهم والله شیعتنا الذین هداهم الله لمودتنا واجتباهم‏لدیننا...». (59) . به خدا قسم آنانند شیعیان ما، آنان که خداوند بر مودت و دوستی ماهدایتشان کرده و برای آیین ما آنان را برگزیده است. این که انسان توفیق مودت و پیروی این خاندان را داشته باشد، توفیق‏ارزشمندی است که نصیب همه نمی‏شود و بر این نعمت معنوی بایدخداوند را سپاس گفت. عنایت دیگر ائمه، در مورد حساب و شفاعت‏شیعه‏جلوه‏گر است که در حدیث‏بعد آمده است.

 5 - امام صادق‏(ع) در ذیل آیه «ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم‏» (60) فرمود: «اذا کان یوم القیامة جعل الله حساب شیعتنا علینا...». (61) . چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حسابرسی شیعیان ما را برعهده مامی‏گذارد. «نشفع لشیعتنا فلا یردنا ربنا». (62) . ما برای شیعیان خود شفاعت می‏کنیم، خداوند هم شفاعت ما را ردنمی‏کند.

 6 - امام صادق‏(ع) فرمود: «اینما نکون فشیعتنا معنا». (63) . ما هر جا که باشیم، پیروان ما با مایند. حتی در ورود به بهشت نیز این همراهی وجود دارد، علی‏(ع) فرموده‏است: «... و خمسة ابواب یدخل منها شیعتنا و محبونا». (64 از هشت در بهشت، پنج در است که شیعیان و دوستداران ما اهل‏بیت از آن وارد می‏شوند

 7 - امام صادق‏(ع) در مسجد، گروهی از شیعیان را دید، به آنان نزدیک‏شد و سلامشان داد و فرمود: «والله انی لاحب ریحکم و ارواحکم... انتم السابقون الی‏الجنة، قد ضمنا لکم الجنان بضمان الله و رسوله... الا و ان لکل‏شی‏ء شرفا و شرف الدین الشیعة، الا ان لکل شئ عمادا و عمادالدین الشیعة، الا و ان لکل شئ سیدا و سید المجالس مجالس‏شیعتنا». (65) به خدا قسم من بوی شما و روح شما را دوست‏دارم، ما را با تقوا و تلاش، یاری کنید. شما یاران دین خدایید، شماپیشتازان به سوی بهشتید، ما بهشت را برای شما تضمین کرده‏ایم، هرچیزی شرفی دارد، شرافت دین، شیعه است. هر چیزی ستونی دارد، ستون‏دین، شیعه است. هر چیزی سروری دارد، و بهترین مجالس و سرور آنها،مجالس شیعه است

 8 - امام باقر(ع) درباره «شجره طیبه‏» که در قرآن است، فرمود: آن‏درخت، حضرت رسول‏صلی الله علیه وآله است، تنه آن، علی‏علیه السلام است، شاخه‏اش‏فاطمه‏علیها السلام است، میوه‏هایش فرزندان فاطمه زهرایند و شیعه، برگهای آن‏درخت‏اند (و اوراقها شیعتنا) هرگاه یکی از شیعیان ما از دنیا برود، برگی ازآن درخت افتاده و هرگاه نوزادی برای شیعه به دنیا آید، به جای آن برگ،برگی می‏روید. (66) .

 9- امیرالمؤمنین‏(ع) فرمود: «ان الله تعالی اطلع الی الارض فاختارنا واختار لنا شیعة‏ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون انفسهم‏و اموالهم فینا، فاولئک منا و الینا وهم معنا فی الجنان‏». (67) . خداوند بر زمین اشراف و عنایت و نگاه کرد پس ما را برگزید و برای ماپیروانی برگزید که ما را یاری می‏کنند، با شادی ما شاد می‏شوند، بر اندوه‏ما اندوهگین می‏شوند و جانها و مالهایشان را در راه ما خرج می‏کنند،پس آنان از ما و به سوی مایند و آنان در بهشت‏با ما خواهند بود. این نیز عنایت‏خدا و اهل بیت‏به پیروان این خاندان و برگزیدگی ومنتخب بودن صاحبان این محبت و ولایت را می‏رساند.

این عنایات‏خاص، موجب ازدیاد محبت انسان به این خاندان جود و کرم می‏شود ودلبستگی و دلدادگی می‏آورد. .

شیعیان علی‏(ع )در قیامت‏سیراب، و رستگار و کامیابند. شیطان برپیروان علی‏(ع) سلطه ندارد. شیعیان علی شیعه خدایند، شیعیان علی،آمرزیده‏اند، در قیامت‏به دست علی‏(ع) از کوثر سیراب می‏شوند، پیروان اودر دنیا و آخرت منصورند و برگه عبور از آتش می‏گیرند و ایمن‏اند، اگر شیعه‏نبود، دین خدا استوار نمی‏شد، آنان بهترین بندگان و بر صراط حق‏اند ودین اهل بیت را گرفته‏اند، شیعیان ما به خدا و به عرش خدا و به مانزدیکتر از دیگرانند، پیروان ما گواه و شاهد بر مردم دیگرند، ما و شیعه ما«اصحاب الیمین‏» هستیم، شیعیان ما هدایت‏یافته، صابر، گرانقدر، صادق‏و رها از سلطه و نفوذ شیطانند، پیروان ما هنگام رستاخیز، با چهره‏های‏نورانی از قبرها برانگیخته می‏شوند و سواره به محشر می‏آیند، با نور خدایی‏می‏نگرند، از سرشت ما آفریده شده‏اند، هم ما برگزیده‏ایم هم شیعیان ما،آنان از شعاع نور ما خلق شده‏اند. خداوند در دنیا شیعه ما را از گناهانشان‏پاک می‏کند، خداوند از شیعیان ما میثاق ولایت گرفته است، ما گواه برشیعیانیم و شیعیان شاهد بر دیگرانند، شیعیان ما می‏توانند نسبت‏به‏خانواده خود هم شفاعت کنند، شهید شیعه بر شهدای دیگر برتری دارد، پیروان با ایمان ما با پیامبر خویشاوندند و... صدها کرامت و فضیلت‏ارجمند. البته این اوصاف و فضایل و جایگاه والا، به همان اندازه که قیمتی ومحبت‏آور و دوست داشتنی است، مسؤولیت و تعهد و مراقبت و دینداری‏بیشتری می‏طلبد، تا انسان شایسته این همه مقام و رتبه شود .

 5- بیان فضیلت‏حب آل پیامبر(ص) فعال ساختن کانال تبلیغ محبت اهل بیت‏(ع) ، در جذب دیگران اثردارد. گفتن و مطرح کردن خوبیهای آنان مؤثر است. به عنوان یک دستورکار، باید فضیلت، آثار و برکات محبت اهل بیت‏علیهم السلام را بصورت پیوسته‏طرح کرد. به هر حال در عده‏ای اثر می‏گذارد و مردم به دنبال یک موج‏تبلیغاتی در رسانه‏ها یا مراکز فرهنگی، به سمت و سویی گرایش می‏یابند.در این باره احادیث فراوان است.

پیامبر اکرم‏(ص) فرمود: الا و من مات علی حب آل محمد مات شهیدا،. الا و من مات علی حب آل‏محمد مات مغفورا له،. الا و من مات علی حب آل‏محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان،. الا و من مات علی حب آل‏محمد بشره ملک الموت بالجنة،. الا و من مات علی حب آل‏محمد فتح‏له‏فی‏قبره بابان‏الی‏الجنة،. الا و من مات علی حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائکة‏الرحمة... (69) .

هر کس با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است، آمرزیده می‏شود، باتوبه می‏میرد، با ایمان کامل می‏میرد، فرشته مرگ او را به بهشت مژده‏می‏دهد، در قبرش دو در به روی بهشت گشوده می‏شود، قبر او زیارتگاه‏فرشتگان رحمت الهی می‏شود.

چنین روایاتی فراوان است. ذکر اینها دلها را تکان می‏دهد و شیفته‏اهل‏بیت‏(ع) می‏سازد. - حب اهل بیت، اساس دین و نظام دین است. (70) . - حب اهل بیت، حب خداست. (71)

به قول مولوی: این محبت از محبتها جداست. حب محبوب خدا، حب خداست. - حب اهل بیت، حب رسول خداست. (72) . - حب اهل بیت، هدیه الهی است. (73) . - حب اهل بیت، برترین عبادت است. (74) . - حب اهل بیت، باقیات الصالحات است. (75) . پس وقتی حب اهل بیت‏(ع) این همه فضیلت دارد، باید ظرف دل را ازمحبت آنان پر کرد و عشقها و علاقه‏ها را نثار آنان نمود که شایسته‏ترین‏افراد برای دوست داشتن و عشق ورزیدن‏اند و ارزش دل به عنوان یک‏ظرف، بستگی به محتوای محبتی دارد که در آن است.

قیمت انسان، به‏عشقی است که در ظرف دلش جای می‏گیرد. هر چه آن معشوق و محبوب،ارزشمندتر و نفیس‏تر باشد، انسان هم قیمتی‏تر و پربهاتر می‏شود. رسول خدا(ص) فرمود: ای مردم! پیوسته مودت ما خاندان را داشته‏باشید و از آن جدا نشوید، هر کس خدا را در حالی ملاقات کند که مودت مارا داشته باشد، با شفاعت ما وارد بهشت می‏شود. (76) .

 6- طرح نیازمندی و بهره‏مندی از این محبت انسان معمولا مجذوب کسی یا جایی می‏شود که گره از کار او بگشاید وبهره برساند. در رابطه‏های اجتماعی افراد، به وضوح این مساله دیده‏می‏شود. در زندگی ممتد و مستمر ما که تا آخرت ادامه می‏یابد، کجاها گیرمی‏کنیم و نیاز به کمک داریم؟ هنگام مرگ، در برزخ، در رستاخیز، هنگام‏عبور از صراط و... که بشدت نیازمند و گرفتاریم، به کارسازی محبت‏اهل‏بیت‏(ع) آگاه می‏شویم .

رسول خدا(ص) مي فرمايد: 1 - «حبی و حب اهل بیتی نافع فی سبعة مواطن اهوالهن‏عظیمة: عند الوفاة و فی القبر و عند النشور و عند الکتاب وعند الحساب و عند المیزان و عند الصراط‏». (77) . حب من و محبت اهل بیت من در هفت جا سود می‏بخشد، هفت جایی‏که هول و هراس آنها عظیم است: هنگام مرگ، در قبر، هنگام برخاستن‏از قبر، هنگام تحویل نامه اعمال، هنگام حساب و بررسی اعمال،هنگام سنجش عملها و هنگام عبور از صراط.

 2 - «سال رجل رسول الله عن الساعة، فقال: ما اعددت لها؟قال: ما اعددت لها کبیرا، الا انی احب الله و رسوله. قال: فانت‏مع من احببت (المرء مع من احب) قال انس: فما رایت‏المسلمین فرحوا بعد الاسلام بشی‏ء اشد من فرحهم بهذا». (78) . مردی از پیامبر پرسید که قیامت کی است و چگونه است؟ حضرت‏پرسید: برای قیامت چه آماده کرده‏ای؟ گفت: چیز مهمی آماده نکرده‏ام، جز اینکه خدا و پیامبرش را دوست دارم. حضرت فرمود: تو با کسی‏هستی که دوست می‏داری (انسان با کسی محشور می‏شود که دوستش‏دارد).

 3 - علی‏(ع) مي فرمايد: «من احبنا کان معنا یوم القیامة، ولو ان رجلااحب حجرا لحشره الله معه‏». (79) . هر کس ما را دوست‏بدارد، در روز قیامت‏با ما خواهد بود، اگر کسی یک‏سنگ را دوست‏بدارد، خداوند او را با آن سنگ محشور می‏سازد. این مژده بزرگی است که علاقه‏مندان به اهل‏بیت‏(ع) بدانند که در آخرت‏هم با آنان محشور خواهند بود. وقتی محبت تا این اندازه کارساز است، چرااین گنج را نداشته باشیم؟

امام صادق‏(ع) می‏فرماید: دم مرگ، وقتی که جانتان به گلوگاه می‏رسد،بیشترین نیاز را به محبت ما دارید. اگر حب ما در دلتان بود، فرشته‏مژده‏رسان می‏آید و می‏گوید: هراسی نداشته باش، که ایمن شدی. (80) .

 آثار محبت اهل بیت‏(ع) در روایات، بسیار فراوان ذکر شده است،جمع‏بندی این آثار و منافع، بخصوص برای مرحله آخرت، در این عنوانهامی‏گنجد: (81) .

 - موجب از بین رفتن گناهان می‏شود. (82) . - دل را پاک می‏سازد. (83) . - در دل، حکمت جاری می‏سازد. (84) . - کمال دین است. (85) . - موجب برخورداری از شفاعت است. (86) . - نور در قیامت است. (87) . - ایمنی در قیامت است. (88) . - موجب ثبات در صراط است. (89) . - از آتش دوزخ نجات می‏دهد. (90) . - موجب محشور شدن با اهل بیت است. (91) . - انسان را بهشتی می‏سازد. (92) . - موجب خیر دنیا و آخرت و نجات از عذاب قبر است. (93) .

 رسول اكرم( ‏ص) فرمود: خداوند به هر کس محبت امامان از اهل‏بیت‏مرا روزی کند به خیر دنیا و آخرت رسیده و بی‏شک اهل بهشت است و درحب اهل‏بیت من بیست‏خصلت و فایده است، ده تا در دنیا و ده تا درآخرت. (94) .

توجه به آثار و برکات این محبت، سبب شیفتگی انسان به اهل‏بیت‏(ع) می‏شود و این گوهر گرانبها را در نظر افراد، ارزشمند می‏سازد.نمونه‏های متعددی نقل شده از کسانی که به خواب زندگان آمده‏اند و چون‏از اوضاع و احوال پس از مرگ از آنها سؤال شده، در پاسخ گفته‏اند: بازارعمل خیلی کساد است، آنچه ما را نجات داد، محبت‏خاندان پیامبر بود.این نیز بخشی از نیازمندی ما را به محبت و کارساز بودن مودت اهل‏بیت‏نشان می‏دهد.

 7- ارزش جلوه دادن محبت اهل بیت‏(ع). وقتی کاری مورد تقدیر و تشویق قرار می‏گیرد و به عنوان «الگو» مطرح‏می‏شود، در دیگران هم جذبه و کشش ایجاد می‏کند. ارزشگذاران جامعه،مسؤولان فرهنگی هنری، برگزارکنندگان مسابقات، جایزه‏دهندگان، اینهاهمه در ارزش به شمار آمدن این محبت نقش دارند.

وقتی کسی به خاطرشعر گفتن یا قصه نوشتن یا کتاب خواندن در مورد ائمه‏(ع) تشویق شود،هم محبت پیدا می‏کند و هم به خاطر این پیوند، احساس عزت و سربلندی‏دارد. چون می‏داند که این کیف و چادر و کتاب و جایزه را به خاطر این‏موضوع جایزه گرفته است و از آن قضیه، خاطره شیرینی به یادش می‏ماندکه در پدید آوردن این جذبه، مؤثر است. افراد نسبت‏به هر چه مورد تشویق و احترام قرار می‏گیرند، از جمله ‏گرایشهای مذهبی و علاقه به اهل‏بیت، به آنها علاقه بیشتری پیدامی‏کنند و اگر بی‏توجهی و برخورد سرد ببینند، دلسرد و زده می‏شوند. دراین زمینه، بخصوص تشویق در حضور دیگران مؤثرتر است. البته بایددقت کرد که تشویق، حالت «رشوه‏» پیدا نکند. در جامعه به هر چه بها داده شود، هم نسبت‏به آن گرایش پیدا می‏شود و هم طرفداران، با غرور و افتخار آن را مطرح می‏کنند.

مثلا وقتی از جوانهامی‏پرسند: درباره چه چیزی شعر می‏گویید، اغلب می‏گویند: عشق، بهار، دوستی، زندگی، گل و بلبل و... وقتی از نوجوانان و جوانان پرسیده می‏شود:چه کتابهایی می‏خوانید، می‏گویند: رمان، کتابهای علمی، داستانهای‏تخیلی و... گویا سختشان است‏بگویند که درباره خدا و نماز و ائمه‏(ع) شعرمی‏گوییم یا کتابهای مربوط به اهل‏بیت‏علیهم السلام و کتب دینی می‏خوانیم. چون‏از این جهت مورد تشویق قرار نمی‏گیرند و با نام اینها آب دهانشان راه‏نمی‏افتد و احساس غرور شخصیت و بالیدن و فخر فروختن نمی‏کنند.

باید شرایطی پیش آورد که اگر کسی درباره اهل بیت‏(ع) ، شعر گفت،شعر حفظ کرد، حدیث‏حفظ کرد، کتاب خواند، قصه نوشت، فیلم ساخت،تابلوی هنری کشید، یا حتی نام ائمه‏علیهم السلام را داشت‏یا نام اهل‏بیت‏(ع) ‏راروی فرزند خود گذاشت، احساس افتخار و سربلندی کند و این را ارزش‏احساس کند و ارزنده تلقی کند. حب اهل‏بیت، لطف و موهبت ویژه الهی‏است که در دلهای شایسته جای می‏گیرد.

حضرت رضا(ع) مي فرمايد: «یهدی الله لولایتنا من احب‏». (95) . خدا هر که را دوست‏بدارد، به ولایت ما راهنمایی می‏کند. (به قول شهریار: چه شاعران که هم اهل صفا و مرد رهند ولی «مقام ولایت‏» به هرکسی ندهند) معمولا اشخاصی که به خاطر مثلا نام علی، مهدی، فاطمه، حسین و...در مناسبتهای ویژه امامان، جایزه می‏گیرند، نسبت‏به این نام‏ها وصاحبان آنها علاقه پیدا می‏کنند و دیگران هم آروز می‏کنند که کاش‏چنین نامهایی داشتند و به مواهب و هدایایی نایل می‏شدند.

به این نکته‏باید چنان ظریف عمل شود که شوق داشتن چنین نامهایی در دل ایجادشود، نه آنکه به خاطر نداشتن این اسامی، عقده و بدبینی و احساس‏حقارت پدید آید و اثر منفی به بار آورد. این محبت‏باید چنان نفیس وقیمتی معرفی شود که دارنده آن، به داشتنش افتخار کند و آن را کوچک‏نشمارد.

توصیه امام صادق‏ (ع)است که: مودت و دوستی ما را کوچک‏نشمارید، چرا که از باقیات صالحات است. (96) .

وقتی از رسانه‏ها، تلویزیون، مسابقات و گزارشها، «الگو» معرفی‏می‏شود، تاثیرگذار است و همان الگوی مطرح شده، محبوب دلها می‏شود،خواه یک فوتبالیست‏باشد، یا آوازخوان، یا حافظ قرآن، یا مخترع، یا نقاش‏و شاعر و هرکس در هر زمینه و موردی مورد تشویق و تکریم قرار گیرد، همان «جهت‏»، مورد توجه مخاطبان اینگونه برنامه‏ها واقع می‏شود.

تشویق یک هنرپیشه، گرایش به هنر را افزایش می‏دهد، تشویق یک‏حافظ قرآن، علاقه به قرآن و قرائت و حفظ، پدید می‏آورد و بزرگداشت‏یک‏دانش‏آموز موفق در المپیادهای علمی، گرایش علمی جوانان را بالا می‏برد. چهره‏ها، شعرها، شاعران و شخصیتهای علمی، ادبی و هنری که حتی‏در کتب درسی کودکان و نوجوانان مطرح می‏شود، محبت و علاقه‏می‏آفریند.

از این رو در گزینش اینگونه چهره‏ها نیز باید دقت کرد، چون‏معرفی یک شاعر ولایی و انقلابی، نوعی الگو دادن است و گرایشهای‏مذهبی و اهل‏بیتی می‏آورد.

امام صادق‏(ع) فرمود: «یا معشر الشیعة! ... علموا اولادکم شعر العبدی فانه علی‏دین الله‏». (97) . ای گروه شیعه! به فرزندانتان شعر «عبدی‏» را بیاموزید، چرا که او بر دین‏خداست. این توصیه امام صادق‏(ع) که شیعیان شعر عبدی کوفی (98) را به‏بچه‏هایشان یاد بدهند، بزرگترین تشویق و الگودهی است. شعر عبدی، ازفضیلتهای اهل بیت‏(ع) ، موج می‏زد.

«سید حمیری‏» که از شاعران متعهد شیعه است می‏گفت: هر کس حدیثی بگوید از فضایل علی‏(ع) و اهل‏بیت‏ که من آن را در شعرم نگفته‏ام، این اسبم را به او می‏بخشم!

ابوطالب، پدر حضرت علی‏(ع) از موحدان و مؤمنان به پیامبر اکرم بود ودر وصف او اشعاری سروده است. نقل است که حضرت علی‏(ع) دوست‏می‏داشت که شعرهای ابوطالب نقل و تدوین گردد و فرمود: «کان امیرالمؤمنین‏علیه السلام یعجبه ان یروی شعر ابی‏طالب وان‏یدون وقال: تعلموه وعلموه اولادکم، فانه کان علی دین‏الله‏وفیه علم کثیر». (99) . آنها را یادبگیرید و به فرزندانتان هم بیاموزید، چرا که ابوطالب، بر دین خدا بود و درشعر او دانش بسیاری است. این نیز نمونه دیگری در الگودهی فرهنگی و ادبی و توجه به محتواي شعر و شاعر است که در انتقال به فرزندان بایدمورد توجه قرار گیرد.

دختر ابو الاسود دوئلی وقتی فهمید که خلیفه، عسل را فرستاده تامحبت اهل بیت‏(ع )را از دل آنها بیرون کند، آنچه را خورده بود، پس آورد،و نخواست‏با خوردن عسل، مهر آل علی را از دست‏بدهد. (100) .

معلمان در این مسائل خیلی می‏توانند خط دهی داشته باشند و به‏گرایشها و الگوگیریهای نوجوانان جهت‏بدهند. حتی اگر یک دختر و پسرغیر متعهد، به خاطر اینکه اسمشان مهدی یا زینب و فاطمه است جایزه‏بگیرند، همین تاثیر ضمنی در ایجاد محبت می‏کند.

اگر اهدای جوایز، درسالروز مناسبتهای دینی و اهل‏بیتی انجام گیرد، بخصوص ولادتهای‏معصومین، در ایجاد زمینه‏های گرایش مؤثر است. در احادیث‏شفاعت آمده است که روز قیامت، حضرت زهرا(ع) شیعیان‏را شفاعت می‏کند. آنان که مورد شفاعت قرار گرفته‏اند، از خدا می‏خواهندکه منزلت و قدرشان آن روز معلوم گردد. به آنان خطاب می‏شود: برگردید وبنگرید، هرکس به خاطر محبت فاطمه‏(ع) شما را دوست داشته، یا به شماطعام و لباس داده و آب نوشانده، یا از آبروی شما دفاع کرده، دست او رابگیرید و وارد بهشت‏سازید. (101) این نیز نشان دهنده ارزش این محبت واثربخشی آن در قیامت است.

 8- تعظیم و تکریم و تعریف جوانان، به خاطر حالت الگوگیری از مربیان، حتی از حالات و رفتار آنان‏هم سرمشق می‏گیرند و نکته می‏آموزند. حالات و حرکات معلم و مربی به‏صورت «آموزش غیرمستقیم‏» در شاگردان اثر می‏گذارد.

مقام معظم‏رهبری آیة‏الله خامنه‏ای در دیدار با معلمان فرمود: «عزیزان من! معلمان و معلمات عزیز! شماها در سر کلاس، نه فقطدرسی که می‏دهید، بلکه نگاهی که می‏کنید، اشاره‏ای که می‏کنید، لبخندی که می‏زنید، اخمی که می‏کنید، حرکتی که انجام می‏دهید،لباسی که می‏پوشید، بر روی دانش آموز اثر می‏گذارد.

ما به خودمان که‏مراجعه می‏کنیم، عمیقترین احساسات و عواطف و حالات خودمان را اگرریشه‏یابی کنیم، در انتهای خط یک معلم را مشاهده می‏کنیم. معلم‏است که ما را می‏تواند شجاع یا جبان، بخشنده یا بخیل، فداکار یاخودپرست، اهل علم و طالب علم و فهم و فرهنگ، یا منجمد و بسته وپای‏بند به تفکرات جامد بار بیاورد.

معلم است که می‏تواند ما را متدین،باتقوا، پاکدامن، یا خدای ناکرده بی‏بند و بار، بار بیاورد. معلم چنین‏نقشی دارد. این ارزش معلم است، این تاثیر معلم است‏». (102) .

نحوه برخورد اولیاء، معلمان و مربیان با اهل بیت‏(ع) در حضورفرزندان و جوانان، به آنان هم یاد می‏دهد. نام ائمه‏(ع) را با تکریم و احترام‏یاد کردن، همراه اسمشان درود و صلوات فرستادن، به احترام نام امام زمان‏«عج‏» برخاستن و دست‏بر سر نهادن، روز میلاد ائمه‏(ع) را جشن گرفتن وبزرگ داشتن، روز وفاتشان حریم نگهداشتن و حرفهای خنده‏دار وبرخوردهای شاد نداشتن، در غم و اندوهشان حالت غم داشتن، تاثیرگذاراست.

در اینگونه مسائل، کوچکترها به بزرگترها نگاه می‏کنند. این حالت،خصلت‏شیعه است: «شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا، یفرحون لفرحنا و یحزنون‏لحزننا». شیعیان ما از اضافه سرشت ما آفریده شده‏اند. با شادی ما شد می‏شوندو برای اندوه ما اندوهگین می‏شوند. حتی کیفیت نام بردن و لحن ما در این مساله، مؤثر است. یک وقت‏می‏گوییم: «امام رضا گفت‏» و یک وقت می‏گوییم، «حضرت امام رضاعلیه السلام‏فرمودند». این دو با هم خیلی فرق دارد.

اگر هنگام شنیدن نام پیامبر(ص) ‏یا یکی از معصومین‏(ع) ، زیر لب صلوات بر آنها بفرستیم، این هم نوعی‏تکریم است و در دیگران تاثیرگذار. اگر بزرگترها، معلمان، مربیان، با شوق‏و ابتهاج و اظهار شیفتگی از ائمه حرف بزنند و از اهل‏بیت و محبت آنان‏سخن و داستان بگویند، مؤثر است. گوینده و تبلیغ‏کننده باید عقیده‏اش‏هم همان باشد که می‏گوید و با عقیده و باور و شوق و علاقه حرف بزند. این‏حالت‏به شنوندگان و مخاطبان هم منتقل می‏شود. انتقال حس و حالت ازگوینده به شنونده و تماشاگر بدیهی است.

در احادیث مکرر، آمده است که هنگام شنیدن نام محمد(ص) بر او درودبفرستید. خود امامان نیز اینگونه عمل می‏کردند و با شوق و احترام از اهل‏بیت‏یاد می‏کردند و این احساس به مخاطبین هم منتقل می‏شد.

وقتی‏«دعبل‏»، شاعر اهل بیت، قصیده معروف خویش را برای امام رضا(ع) درخراسان خواند، چون به آنجا رسید که از امام زمان‏(عج) و ظهور و قیام او درآینده یاد می‏کند، حضرت دست‏بر سر گذاشت و به نشان تواضع در برابرنام مهدی‏(عج) ، ایستاد و برای فرج آن حضرت دعا کرد. (103) . امامان، نسبت‏به نام حضرت رسول و حضرت فاطمه، با احترام وتقدیس یاد می‏کردند. رسول خدا(ص) دست فاطمه زهرا(ع) را می‏بوسید،به احترام او برمی‏خاست، او را در جای خودش می‏نشاند، بر دستان و دهان‏او بوسه می‏زد و بارها می‏فرمود: پدرت به فدایت، پدر و مادرم به فدایت. (106) . امام کاظم‏(ع) فرمود: در خانه‏ای که نام محمد، احمد، علی، حسن،حسین، فاطمه باشد، فقر وارد نمی‏شود. (107) . سکونی در دیدار با امام صادق‏(ع) وقتی به آن حضرت خبر داد که‏خداوند به او دختری عطا کرده است، حضرت پرسید: او را چه نامیده‏ای؟گفت: فاطمه. امام فرمود: آه، آه. سپس دست‏بر پیشانی خویش نهاد...آنگاه به او توصیه کرد: حال که نامش را فاطمه نهاده‏ای، به او ناسزا مگو و اورا مزن. (108) .

نامگذاری فرزندان به نامهای خاندان پیامبر و توجه دادن به آثار وبرکات دنیوی و ثواب اخروی این نامها و توصیه اهل بیت‏به اینگونه‏نامگذاری و نقشی که این نامها در شکل دادن به شخصیت فرزندان دارد،در ایجاد این رابطه و محبت مؤثر است. (109) .

 

در سالهای اخیر نسبت‏به برخی از مناسبتها مثلا ایام فاطمیه یا روززن، در مورد حضرت فاطمه‏(ع) بیش از گذشته، کار فرهنگی و تبلیغی وگرامیداشت انجام شده است، یا نسبت‏به امام زمان‏(عج). این است که‏می‏بینیم به همین تناسب، محبت‏حضرت فاطمه‏(ع) و حضرت‏مهدی‏«عج‏» و گرایش به این دو نسبت‏به گذشته بیشتر شده است،بخصوص در میان جوانان. گرایش به عزاداری برای امام حسین‏علیه السلام و شورروزافزون ایام عاشورا نیز ریشه در همین تکریم‏ها و ترویجها دارد. برخوردامام راحل و مقام معظم رهبری با این مساله، مایه پرشوری این تعظیم‏شعائر در میان مردم و جوانان شده است.

کسانی که به هر نحو و جهتی مورد توجه افراد و بویژه جوانان درجامعه‏اند و حرفها، طرفداریها، موضعگیریها و یادکردن‏هایشان برای‏دیگران الگوست و افراد را به سمت و سویی خاص سوق می‏دهد، اگر ازاهل‏بیت، یاد کنند و با شور و شوقی و احترام و تعظیمی نام ببرند در دیگران‏تاثیر می‏گذارد. مثلا آنکه یک چهره علمی، سیاسی، ادبی، عرفانی، هنری،ورزشی و... است و مورد توجه عامه و جوانان است، وقتی از دین، نماز،شهید، اسلام، قرآن، اهل‏بیت‏یاد کند و با احترام برخورد کند، در افرادی که‏به این الگوها و چهره‏ها دل بسته‏اند و دنباله‏رو اینهایند، محبت ایجادمی‏کند. همچنان که در بعد منفی هم اثر منفی دارد.

اگر چهره‏های یادشده، مثلا از یک شخص، از یک جنس و کالا، از یک مکتب و مرام، از یک‏سنت و مراسم، از غرب و اروپا، از فلان کتاب و فلان شاعر و فلان برنامه‏تلویزیونی و فیلم سینمایی و... تعریف کنند یا خود را طرفدار آن جلوه‏دهند، در بعد تبلیغی و گرایش به سوی آنها مؤثر است. پس باید از این‏جنبه و حس تقلیدپذیری کودکان و نوجوانان که به دهان و رفتار دیگران‏نگاه می‏کنند و الگو می‏گیرند، در مسیر اهل‏بیت‏علیهم السلام استفاده مثبت کرد و ازحالت «همانند سازی‏» که در بحث الگوها مطرح است، برای جذب آنان به‏معصومین و اهل‏بیت، بهره گرفت.

مثلا دیدن عکس امام امت در حال بوسیدن حرم و ضریح، ایجاد محبت‏ به صاحب حرم می‏کند، چون عمل امام برای دیگران الگو وتاثیرگذار است. یا ذکر این نکته که علامه طباطبایی روزه خود را با بوسه زدن بر ضریح‏حضرت معصومه‏(ع) افطار می‏کرد، و وقتی تابستانها به مشهد مشرف‏می‏شد، وقتی از او تقاضا می‏کردند در اطراف مشهد، جای خوش آب وهواتری اقامت ک